تبلیغات
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> ❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤ - مطالب شهریور 1394
❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤

بارالهــــــــا ... گاهی میان وسعت دستان خالی ام حس می كنم تمام دار و ندارم نگاه توست ...

1- حضرت علی بن الحسین (علیه السّلام) بعضی از فرزندان خود را مخاطب ساخت و فرمودند: فرزند عزیز متوجه پنج گروه باش که با آنان مجالست نکنی، هم کلام نشوی، و در مسافرت با آنها رفاقت ننمایی. عرض کرد پدر جان آنان کیانند؟ حضرت امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند: از مجالست دروغ ساز پرهیز کن، چه او مانند سرابی است که مطالب را برخلاف واقع نشان می دهد. دور را در نظرت نزدیک و نزدیک را دور جلوه می دهد. از رفاقت با گناهکار و لاابالی اجتناب کن زیرا او تو را به بهای یک لقمه یا کمتر از آن می فروشد. از رفاقت بخیل پرهیز نما که او در ضروری ترین مواقع احتیاج، تو را یاری نخواهد کرد. از رفاقت با احمق اجتناب کن که او نفعت را اراده می کند و از نادانی به تو ضرر می زند. از مصاحبت کسیکه قطع رحم کرده است بپرهیز که در کتاب آسمانی مورد لعن و نفرین قرار گرفته است.

منبع : تحف العقول ، ص 279

2- حضرت امام سجاد (علیه السّلام) فرموده اند: کسیکه برای خدا و به قصد صله ی رحم ازدواج نماید پروردگار جهان او را به تاج بزرگی و عظمت، مفتخر و سرافراز خواهد ساخت.

منبع : وسائل،کتاب نکاح، باب استحباب تزویج المراة لدینها و صلاحها...، ص5

3- حضرت امام رضا (علیه السّلام) فرمودند: مردی صله کند و از عمرش سه سال مانده باشد، خدا آن را سی سال سازد، خدا هر چه خواهد کند.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 445

4- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: صله ارحام عمل را پاک و پرثواب تر کند و اموال را فزاید و دفع بلا کند و حساب را آسان کند و مرگ را پس سازد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 447

5- حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: به حاضر و غائب امتم تا آنها که در پشت مردان و رحم زنانند تا قیامت سفارش می کنم که صله ی رحم کنند و اگر چه تا یک سال راه از او دور باشد، زیرا این کار از دیانت است.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 447

6- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صله ی ارحام خلق را خوش کند و دست را باز کند و ذات را پاکیزه کند و روزی را بیفزاید و مرگ را پس اندازد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 447

7- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: نخست سخنگوی اعضا تن در روز قیامت رحم است، گوید: پروردگارا هر که مرا در دنیا پیوسته امروز تو با او پیوند و هر که مرا قطع کرده امروز تو از او ببر.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 449

8- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: رحم روز قیامت به عرش آویزان است و می گوید : بار خدایا هر که مرا پیوسته با او پیوند و هر که مرا قطع کرده از او ببر.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 449


9- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: صله ی رحم خوش خلقی آورد، و دست را باز کند و ذات را پاک کند و روزی را بیفزاید و مرگ را پس اندازد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 451

10- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: صله ی رحم کارها را پاک و فزون کند و بلا را بگرداند و اموال را بیفزاید و عمر را بلند کند و روزی را فراوان کند و نزد خانواده محبوبیت آورد ، باید تقوی از خدا پیشه کند و صله ی رحم نماید.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 451

11- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صله ی رحم و خوش همسایگی خانه ها را آباد کنند و عمرها را بیفزاید.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 451

12- حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: شتابانترین خیرها در ثواب ، صله ی رحم است.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 451

13- حضرت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند: هر که پس افتادن مرگ و فزون روزی خوش آید باید صله ی رحم کند.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 451

14- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: ما ندانیم چیزی در عمر فزاید جز صله ی رحم تا این که مردی را سه سال عمر مانده و چون بسیار رحم پرور است خدا سی سال به عمرش افزاید و آن را سی و سه سال سازد و بسا مردی که سی و سه سال عمر دارد و قاطع رحم است( و رحمکش است) خدا سی سال از عمرش بکاهد و آن را سه سال سازد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 453

15- عبدالله بن سنان گوید: به حضرت امام صادق (علیه السّلام) گفتم: به راستی برای من عموزاده ای است که با او پیوندم و او از من ببرد، با او پیوندم و او از من ببرد، تا قصد کردم در برابر قطع رحم او قطع رحم کنم و از او پیوند خود را ببرم آیا به من اجازه بریدن از او را می دهی؟ فرمودند : به راستی که هر گاه تو با او پیوندی و او از تو ببرد خدا عزوجل به شما هر دو پیوندد و اگر تو از او ببری و او هم از تو ببرد ، خدا هم از هر دوی شما ببرد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 459

16- از جهم بن حمید گوید: به حضرت امام صادق (علیه السّلام) گفتم: من خویشانی دارم که هم مذهبم نیستند، آیا حقی برمن دارند؟ فرمودند: آری حق را چیزی نمی برد و هرگاه با تو مذهب باشند، دو حق دارند، حق خویشی و حق مسلمانی.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 463

17- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: به راستی صله ی رحم و احسان حساب را آسان کنند و از گناهان نگه دارند، با خویشان خود صله ی رحم کنید و به برادران خود احسان کنید ولو به سلام کردن خوب و جواب دادن خوب باشد.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 463

18- حضرت امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: صله ی رحم روز قیامت حساب را آسان کند و آن عمر را دراز کند و از مرگ بد حفظ کند و صدقه دادن در شب خشم خدا را خاموش کند.

منبع : اصول کافی جلد 4 ، ص 463

19- امام صادق (علیه السّلام) فرمودند : به راستی صله ی رحم کردارها را پاک نماید و به اموال برکت افزاید و حساب را آسان کند و بلا را برگرداند و در روزی بیفزاید.

منبع : اصول کافی جلد 4 ،ص 465

20- حضرت امام رضا (علیه السّلام) می فرمایند: کسی که با خویشاوندانش ارتباط نداشته باشد، تقوای الهی را مراعات نکرده است.

منبع: عیون،ج1،ص258

21- حضرت امام باقر (علیه السّلام) فرمودند: صله رحم اعمال را پاک می گرداند، و داراییها را فزونی می بخشد، بلا را دور می گرداند، حسابرسی [در قیامت] را آسان می کند و مرگ را به تاخیر می اندازد.

منبع : الکافی 2/150

22- حضرت امام رضا (علیه السّلام) می فرمایند: صله ی ارحام و دیدار خویشاوندان، زمان مرگ را به تأخیر می اندازد و محبت خویشاوندان را جلب می کند.

منبع: مسند،ج1، ص266

23- حضرت امام صادق(علیه السّلام) می فرمودند: به دیدن هم بروید، زیرا دیدار شما زنده کردن دلهای شما است و یادآوری احادیث ما. و احادیث ما شما را به هم مهربان می سازند و اگر بدان عمل کنید، راه راست یابید و نجات یابید و اگر آنها را واگذارید گمراه و هلاک شوید، بدان ها عمل کنید که من ضامن نجات شمایم.

منبع: اصول کافی،ج4، ص 553




نوشته شده در دوشنبه 30 شهریور 1394 ساعت 07:39 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

← زیاد شدن عمر انسان
یکی از فواید دنیوی صله رحم این است که خداوند به خاطر این کار، عمر انسان را زیاد می‌­کند و دچار مرگ ناگهانی نمی­‌شود. از محمد عبیدالله روایت شده که حضرت رضا(ع) می­‌فرمایند: «مردی از عمرش ۳ سال مانده بود. وی صله رحم می­‌کند و خداوند آن را به سی سال تبدیل می‌­کند، که خداوند هر چه خواهد می­‌کند.»

← دفع بلا و زیاد شدن دارایی
اگر بخواهیم از بلاهای فردی و اجتماعی در امان باشیم و در تیررس انواع بلاها قرار نگیریم یکی از بهترین راه‌ها همان صله رحم است. حضرت امام باقر(ع) می‌­فرمایند: «صله رحم اعمال را پاک، اموال را بسیار، بلاها را بر طرف می‌­کند و حساب را آسان کرده و اجل را عقب می­‌اندازد.»

← نیکویی اخلاق و پاکی جان
صله رحم باعث از بین رفتن کینه­‌ها می­‌گردد. چرا که از نزدیک هم‌دیگر را می­‌بینیم و حس می‌کنیم و با هم رابطه برقرار می­‌کنیم و این ارتباط، رفتارمان را نیکو جلوه می­‌دهد و در سخن گفتن‌هاست که گره­‌های سوءظن و کینه باز می­‌شود و جایش را صفا و صمیمیت پر می­‌کند. حضرت امام صادق(ع) می­‌فرمایند: «صله رحم اخلاق را نیکو، دست را بخشنده، جان را پاکیزه، روزی را افزون کرده و اجل را عقب می‌اندازد.»

← مرگ نیکو و راحتی حساب
اگر انسان بخواهد با نیکویی و خوبی از دنیا برود یکی از راه‌هایش صله رحم است. چرا که صله رحم انسان را از انواع بد مردن و دچار شدن به انواع بیماری‌های خطرناک و مرگ ناگهانی نجات می­‌دهد و باعث می­‌شود تا انسان در آخرت هم حسابش راحت باشد.


امام صادق(ع) می­‌فرمایند: «صله رحم، حساب‌رسی را در قیامت آسان می­‌کند و انسان را از بد مردن باز می­‌دارد.»


نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور 1394 ساعت 05:27 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
پیوند خویشاوندی تنها به بستگان خوب و با ایمان اختصاص ندارد، بلکه وظیفه ای اخلاق و الهی است که فراگیر است، از این رو چنانچه پدر و مادر و دیگر خویشاوندان، مۆمن نیز نباشند احترامشان لازم و بر رفع نیازهای آنان تأکید شده است؛ لیکن این ارتباط تا جایی است که به دیگر احکام دین آسیبی نرسد؛ ولی اگر بر اثر این ارتباط، دیگر احکام دین در خطر قرار گیرد نه تنها ارتباط با غیر متدیّنان لازم نیست بلکه جایز هم نیست.

خدای سبحان فرمود: سفارش ما به انسان این بود که به وی فرمان دادیم که پدر و مادرت را سپاسگزار باش، همان گونه که فرمانش دادیم که مرا شکرگزار باش؛ مبادا فرمان نبری و سپاسگزاری نکنی، که بازگشت همگان به سوی من است. و اگر پدر و مادرت تلاش کردند که چیزی را که بدان علم نداری شریک من سازی، از آنان پیروی مکن. البته در کارهای دنیا با آنان به نیکی معاشرت کن

امام صادق (ع) فرمود:  مردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! خویشاوندانی دارم که جز ستم، قطع رحم و دشنام من، کاری نمی کنند، آیا آنان را رها کنم؟ فرمود: در این صورت خدا همه شما را ترک خواهد کرد. پرسید: پس چه کنم؟ فرمود: با کسی که پیوند خود را با تو گسسته پیوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته عطا کن و از آنچه که بر تو ستم کرده در گذر. هرگاه چنین کردی خدا در برابر آنان پشتیبان تو است.

اگر یکى از اقوام انسان مرتکب معصیت شود و نسبت به رعایت مسائل دینی لا أبالی باشد، تکلیف ما نسبت به او این است که با امر به معروف و نهی از منکر، او را هدایت کنیم. ولی اگر این کار تأثیری نداشت در صورتی می توانیم با او قطع رابطه کنیم که احتمال دهیم این کار موجب تنبه او و دوری از ارتکاب معصیت مى‏شود، و در غیر این صورت، قطع رحم جایز نیست؛زیرا چه بسا او از این قطع رابطه سوء استفاده کرده و مرتکب گناهان بیشتری شود.

نوشته شده در پنجشنبه 26 شهریور 1394 ساعت 10:12 ق.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

صله رحم یعنى پیوند با خویشاوندان، که گاه با دیدار آنها حاصل مى شود، و گاه با نامه، یا تلفن، یا دعوت از آنان، یا طرق

دیگر. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پیرامون آثار صله رحم و قطع رحم مى‏ فرماید: کسی که از عمرش جز سه سال

نمانده باشد، با صله رحم، خداوند عمرش را به سی و سه سال، امتداد می بخشد.


معنای صله رحم در لغت

رحم در لغت و عرف به معناى نزدیکان و بستگان است و در اصطلاح فقه نیز بر اساس قول بعضی از فقها همان معناى

لغوى است؛ یعنى مطلق نزدیکان و بستگان البته با این قید که نسبی باشند نه سببی، چه مذکر باشند و چه مۆنث، جزء ورثه

باشند یا نه، محرم باشند یا غیر محرم، مسلمان باشند یا کافر، از طرف پدر باشند یا مادر، یا هر دو. البته لازم است که از

نظر نسبى بسیار دور نباشند تا مردم آنها را از اقوام و ارحام شخص بدانند و گرنه باید گفت همه انسان‏ها از اقربا و بستگان هم هستند؛ بر اساس این نظر، میزان و معیار در تمامى این موارد عرف است.

صله رحم سفارش اکید پیامبر اعظم(ص)
در اهمیت صله رحم همین بس که پیامبر اکرم(ص)، همه انسان‌ها را به صله رحم سفارش کرده است؛ هر چند که در این

مسیر سختی‌های فراوانی ببینند و راه‌شان از یک‌دیگر بسیار دور باشد. هم‌چنین صله رحم را بخشی از دین دانسته و

فرموده­‌اند که هر کس آن را به‌ جا نیاورد دین او ناقص است. جابر از حصرت باقر(ع) روایت کرده که رسول خدا(ص) فرمود­ه­‌اند:


«به حاضر و غایب امتم و به کسانی که در پشت مردان و رحم زنان هستند (آن‌هایی که هنوز به دنیا نیامده­‌اند) تا روز قیامت

سفارش می­‌کنم که صله رحم را به جا آورند، اگر چه راه‌شان به سوی هم‌دیگر یک سال فاصله داشته باشد؛ زیرا صله رحم از دین است.»




نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور 1394 ساعت 01:18 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

اجتماعی زیستن انسان از ضروریات اجتناب ناپذیر اوست در میان موجودات اجتماعی با توجه به ویژگی آزادی و

انتخابگری انسان ساختار زندگی اجتماعی او می تواند بر اساس ارزشها و زیبائیها استوار گردد بگونه ای که مردم

از زیستن درکنار یکدیگر لذت برده و افتخار همسایگی ، همکاری ، همشاگردی ، همخدمتی، همسنگری و پیوند

اجتماعی را داشته باشند و این با گذشت از خویشتن و در پیوستن به مردم و پا نهادن بر منیتها بدست می آید و

از مؤثرترین عوامل در رسیدن به چنین جایگاه اجتماعی صله رحم و تقویت روزبه روز پیوند خانوادگی می‌باشد که سنگ زیرین روابط اجتماعی می‌باشد .

امام صادق( فرمودند :

صله رحم سبب دارا شدن صفت جمیله حسن خلق و سخا و کرم می‌شود ( زیرا برای انجام این تکلیف مهم الهی

ناچار است که در معاشرت ارحام رعایت حسن سلوک را بنماید و پس از تمرین و و ممارست دارای ملکه حسن

خلق می‌شود حتی نسبت به دیگران و همچنین به برکت صله رحم و تکرار آن دارای ملکه سخا و جود می‌شود و از

مرض مهلک بخل نجات پیدا می‌کند) و نیز نفسش از مرض کینه و حسد پاک می‌شود و از بلای دشمنی با خلق

راحت می‌شود (چون به سبب صله رحم محبوب نزدیکان بلکه سایر خلق شده و از شر آنها در امان خواهد بود)‌

برای اطلاع بیشتر به کتاب گناهان کبیره ج 1 ص 72 اثر استاد شهید دستغیب مراجعه فرمایید .


نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور 1394 ساعت 03:39 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
یکی از واجباتی که در قرآن کریم - بعد از دستور به پرستش خداوند ذکر شده- نیکی به پدر و مادر است.[1] لذا در قرآن و

روایات، تأکید فراوانی بر رعایت حقوق والدین و نیکی و احسان به آنان شده است.[2] در مقابل، رعایت نکردن این واجب،

علاوه بر مجازات اخروی - در صورت توبه نکردن- مجازات دنیایی را نیز در پی دارد که در این جا به برخی از آنها اشاره می شود:

1. سلب توفیق در انجام عبادات و ترک گناهان؛ امام رضا(ع) در این باره می فرماید: «خداوند، عقوق والدین و نافرمانی از

آنان را حرام کرده است؛ زیرا این کار باعث سلب توفیق الاهی در اطاعت از دستورات او می شود».[3]

2. جلوگیری از استجابت و برآورده شدن دعا؛ امام صادق(ع) فرمود: «یکی از گناهانی که مانع قبول شدن دعا می گردد، و

هوا را تیره می کند، عقوق والدین است»؛[4] و تیره شدن هوا کنایه از این است که بی احترامی به والدین مانع ادراک قلب نسبت به حق است.[5]

3. شقاوت و بدبختی؛ امام صادق(ع) می فرماید: «آزار رساندن به پدر و مادر، جزو گناهان کبیره است؛ زیرا خداوند کسی

که مورد عاق والدین قرار گرفته است را گناه کار و شقی و بدبخت قرار داده است».[6]

4. مورد لعن و محروم شدن از رحمت خداوند؛ امام صادق (ع) فرمود: «ملعون است، ملعون است کسی که پدر یا مادرش را

کتک بزند. ملعون است، ملعون است کسی که والدین خود را آزار دهد».[7] مقصود از لعن در آخرت؛ عقوبت الاهی و در دنیا؛ انقطاع و دور شدن از قبول رحمت‏ و توفیق خداست‏.[8]

5. پذیرفته نشدن نماز؛ امام صادق (ع) فرمود: «کسی که نگاه غضب آلود به پدر و مادرش کند، هر چند که آنها به او ظلم کرده باشند، خداوند هیچ کدام از نماز هایش را قبول نمی کند».[9]

[1]. بقره، 83.

[2]. ر.ک: نمایه «وظایف فرزندان در برابر والدین»، سؤال 3432.

[3]. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 479، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1358ش.

[4] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، دارالحدیث، ج 4، ص 257، چاپ اول، دارالحدیث، قم، 1429ق.

[5]. مازندرانى، محمد صالح بن احمد، شرح الکافی-الأصول و الروضة، محقق و مصحح: شعرانى، ابوالحسن، ج 10، ص 173، ‏المکتبة الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1382ق.

[6]. علل الشرایع، ج 2، ص 479.

[7]. کراجکی، محمد بن علی، کنز الفوائد، نعمة عبدالله، ج 1، ص 150، دار الذخائر، قم، چاپ اول، 1410ق؛ شیخ حر عاملى، وسائل الشیعة، ج 16، ص 281، مؤسسة آل البیت علیهم السلام، قم، چاپ اول، 1409 ق.

[8]. راغب أصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، ص 741، دار القلم، الدار الشامیة، بیروت، دمشق، چاپ اول، 1412ق.

[9]. الکافی، ج 4، ص 65.


نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور 1394 ساعت 07:45 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
روایتی از امام رضا (علیه السلام) در وسائل الشیعه ج 15 نقل شده است که در آن امام رضا(علیه السلام) دلایل تحریم و

جزو کبائر بودن عاق والدین را بیان می‌کند؛ در آن روایت آمده است که امام می‌فرماید خداوند بدان دلیل عاق والدین را

حرام اعلام کرده است که باعث سلب توفیق اطاعت خداوند می‌شود.


کسی که به عبادت خداوند می‌پردازد، باید بداند که در مرحله اول خداوند به او توفیق طاعت را داده است، اگر به این امر

توجه تام داشته باشد، لذا دچار صفت رذیله عٌجب نمی‌شود. فی الواقع عبد سالک در مقام عبودیت به جایی می‌رسد که

می‌فهمد که هر مقدار در عبادت خداوند موفق باشد،‌ این موفقیت از ناحیه خودش نیست،‌ بلکه توفیق خداوند است که نصیب حال او شده است.

سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیقش از ناحیه

حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود.

سالک باید بر این امر اعتراف داشته باشد که اگر قرار بود به تنهایی به مقام عبودیت برسد، غیر ممکن می‌بود؛ لذا این

اطاعت‌ها از ناحیه حضرت حق است، بنابراین در بستر توفیق‌های الهی است که انسان به مقام‌های الهی می‌رسد و در

روایت قدسی امده است که انسان در مقام اطاعت و عبودیت، همانند خداوند می‌شود اجعلک مثلی و آنچه باعث می‌شود انسان از این توفیق‌های الهی محروم شود، عاق والدین است.

نوشته شده در یکشنبه 22 شهریور 1394 ساعت 05:02 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
خروج از دایره بندگی خداوند؛ نتیجه عاق والدین

از آقا علی دامغانی، از عارفان واصل نقل شده است که نخستین نتیجه عاق والدین این است که انسان از دایره عبودیت خارج می‌شود. به تعبیر ساده، عاق والدین منجر به این می‌شود که انسان لایق بنده بودن خداوند را از دست بدهد و دیگر خداوند او را نمی‌پذیرد؛ بنابراین اگر کسی مورد عاق والدین قرار گرفت در أسفل السافلین درجات قرار می‌گیرد.

برخی از اذکار و اعمال هستند که انسان سالک را در سلوک خیلی کمک می‌کند و از آیت‌الله مرعشی نجفی نقل شده است: جوانی به سراغ فیض کاشانی رفت و اصرار بسیاری بر دریافت دستورالعمل سلوک عرفانی داشت؛ سیمای و اصرار جوان بر سلوک بر جناب فیض کاشانی خوش‌آیند آمد، بنابراین دستورالعملی برای چله‌نشینی به او داد و بعد از مدتی جوان به درگاه فیض کاشانی مراجعت کرد و اوضاع احوال خود را برای فیض بیان کرد؛ این در حالی بود که هیچ تغییری در او ایجاد نشده بود؛ لذا فیض دستور چله‌نشینی دوم را داد ولی بعد چهل روز و با مراجعت دوباره، با زهم هیج تغییری در احوال‌های جوان دیده نشد، بنابراین فیض فهمید که مشکلی در کار است؛ از جوان پرسید آیا تمام دستورالعمل را عمل می‌کنی؟!

که جواب مثبت شنید ولی در عین حال جوان به او گفته بود که گاهی اوقات حال خوشی از برای عمل کردن به آن دستورالعمل را ندارم؛ که فیض به او گفته بود «آیا به دستورالعمل‌های من شک داری؟!!» که جواب منفی شنید، فیض پس از تأملی از جوان پرسیده بود که رفتارت با پدر و مادر چگونه است؟ که از جوان پاسخ شنیده بود که گاهی اوقات رفتارهای پدر و مادرم بر من سخت می‌آید، لذا نگاه خشم‌آلودی می‌کنم، در این حال فیض تغییر حالت می‌دهد و می‌گوید این دستورالعملی را که به تو دادم اگر انجام می‌دانی سرعت سلوکت بسیار زیاد بود، ولی نگاه خشم‌آلود تو به پدر و مادرت، توفیق طاعت را از تو گرفته است، چرا که

یکی از حقوق پدر و مادر بر گردن فرزند خشوع و خضوع به ایشان در هنگامی که ایشان به تو ظلمی روا می‌دارند است.


در ادامه روایت از امام رضا نقل شده است که اگر کسی مورد عاق والدین قرار گیرد، بی احترامی به پدر و مادر برایش عادی می‌شود و عاق والدین منجر به انقطاع نسل و قطع رحم می‌شود.

در برخی روایات آمده است که اگر کسی دارای فرزند نبود آب زمزم، خاک تربت، آب اطراف قبر حضرت ابوالفضل را با هم مخلوط کند و بخورد، صاحب فرزند می‌شود، اگر کسانی این عمل را انجام می‌دهند و صاحب فرزند نمی‌شوند، بدانند که بی احترامی به پدر و مادر دارند و باید ابتدائاً دل آن‌ها را بدست آورد.

سالک الی الله قادر به این فهم است که هر کس به بستر عبودیت ورود پیدا کند، می‌فهمد که این طاعت، توفیقش از ناحیه حضرت حق است؛ لذا هر مقدار که سالک توفیق برای طاعت پیدا می‌کند، احساس ذلیل بودن و خوار بودن در مقابل حضرت حق بیشتر می‌شود

در ادامه روایت آمده است که عاق والدین منجر به بی رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.

نوشته شده در جمعه 20 شهریور 1394 ساعت 06:54 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و آن‌ها را به سبب گرفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد از آن‌ها نافرمانی نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است. عقوق از ماده‌ی عقق (عقّ) و به معنی نافرمانی و سرکشی از پدر و مادر و بریدن از ایشان می‌باشد.[1]

عقوق شامل همه‌ی خویشاوندان نیز می‌شود و اختصاص به پدر و مادر ندارد. عاق والدین در مورد فرزندی است که پدر و مادر هر دو از او ناراضی بوده و او را نفرین کرده باشند.[2]

عقوق و آزردن پدر و مادر بدترین نوع قطع رحم است زیرا نزدیک‌ترین ارحام به سبب ولادت تحقق می‌یابد و بنابراین حق پدر و مادر را دو چندان می‌کند، عقوق والدین یا ناشی از کینه و خشم است یا از بخل و حب دنیاست و به هر حال از رذایل اخلاقی است.[3]

علامه مجلسی در شرح کافی گوید: عقوق والدین به این است که فرزند، حرمت آن‌ها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و آن‌ها را به سبب گرفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد از آن‌ها نافرمانی نماید و این عقوق گناه کبیره است و دلیل بر حرمت آن کتاب و سنت و اجماع خاصه و عامه است.[4]

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: عقوقُ والِدَیْنِ مِنَ الکبائِر لِأنَّ اللهَ تعالی جَعَلَ العاقَ عَصِیّاً شَقِیّاً [5]

نافرمانی والدین از گناهان کبیره است زیرا خداوند متعال فرزند نافرمان را عصیانگر بدبخت قرار داده است. یکی به پدر و مادر برترین وسیله‌ی قرب به خدا و شریف‌ترین سعادت‌هاست. هر مؤمنی سزاوار است که در گرامی داشتن ایشان اهتمام نماید و در خدمت آن‌ها کوتاهی نکند و در معاشرت و مصاحبت با آن‌ها رفتار نیکو داشته باشد، نگاه تند به ایشان نیفکند بلکه به نظر رحمت و عطوفت بنگرد، صدای خود را از صدای آن‌ها بلندتر نکند و هر چه از فروتنی و خاکساری بر ایشان مبالغه نماید، اجر و ثوابش بیشتر است، در صورت اختلاف بین والدین، فرزند باید در اصلاح و آشتی میان آن‌ها به هر طریق ممکن بکوشد.[6] عاق والدین منجر به بی رغبتی به فرزنددار شدن می‌شود؛ چرا که خود فرد در خاطر دارد که با پدر و مادرش چه رفتاری داشته است.


نوشته شده در پنجشنبه 19 شهریور 1394 ساعت 05:59 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

اثنان یعجّلهما اللَّه فی الدّنیا البغى و عقوق الوالدین.

دو چیز را خداوند در این جهان كیفر مى ‏دهد تعدى و ناسپاسى پدر و مادر.( نهج الفصاحه ص165)

ششم از گناهان کبیره عاق والدین است چنان جه حضرت رسول (ص) و حضرت امیر (ع) و حضرت صادق و حضرت رضا و حضرت جواد علیهم السلام در روایاتی که در شماره کبایر از ایشان رسیده به کبیره بودنش تصریح فرموده اند بلکه از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) چنین رسیده است که از هر گناه کبیره بزرگتر شرک به خدا و عقوق والدین است و نیز از گناهانی است که در قرآن مجید و احادیث صحیحه بر آن وعده عذاب داده شده است

در قرآن مجید از قول عیسی بن مریم حکایت می فرماید (( که خداوند مرا نیکوکار به مادرم قرار داد و مرا ستم کار و بد عاقبت قرار نداد به سبب ترک نیکی به مادرم و سبب اینکه ذکر پدر نکرده این است که آن حضرت پدر نداشت و لذا قبل از این آیه در حکایت حضرت یحی (ع) ذکر پدر و مادر هر دو شده است

در این دو آیه شریفه عاق والدین را به سه صفت یاد فرموده :

جبار ( گردن کش و ستمگر) شقی (تیره بخت) ، عصی (نافرمانی کننده و گنه کار) و به هر یک از آن ها وعده سخت داده شده ، چنان چه درباره جبار می فرماید (0نومید شد هر گردنکش کینه ورزی پشت سر او است دوزخ و نوشانیده شود از آب چرک خون .

پاورقی :

1) و برا بوالدتی و لم یجعلنی جباراً شقیقاً. (سوره مریم، آیه 34).
2) . و برا بوالدیه و لم یكن جباراً عصیا. (سوره مریم، آیه 15).

منبع : کتاب گناهان کبیره جلد اول ، ص
نوشته شده در چهارشنبه 18 شهریور 1394 ساعت 03:25 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

پنجم از گناهان کبیره کشتن کسی است که خداوند و پیغمبر (ص) اذن در کشتن او نداده اند

دلیل بر کبیره بودن آن ، در روایاتی که از رسول و حضرت امیر و حضرت صادق و کاظم و رضا و جواد علیهم السلام وارد شده به کبیره بودن آن تصریح فرموده اند بعلاوه از گناهانی است که خدای تعالی در قرآن مجید صریحآ به آن وعده عذاب داده از آن جمله می فرماید : " هر کس مومنی را از روی عمد و قصد بکشد پاداشش دوزخ است ، در حالی که در آن جاودان می باشد و خشم خدا بر او است و او را از رحمت خود دور ساخته و عذاب بزرگی برایش آماده ساخته است

در این آیه شریفه پنج تهدید بر قتل نفس فرموده و جزای آن قرار داده است ، جهنم ، خلود و همیشگی بودن در آن ، غضب ، لعنت ، عذاب بزرگ .

عذاب جاودانی ویژه کفار است چون از مسلمیات مذهب ، اختصاص خلود به کفار است یعنی اگر کسی با ایمان از دنیا برود همیشه در عذاب نخواهد بود هر چند قتل نفس و سایر کبایر از او سر زده باشد ، لذا در معنی آیه شریفه وجوهی ذکر شده است .

یکی این که خلود در عذاب برای وقتی است که مومنی را به جهت ایمانش کشته

پاورقی : و من یقتل مومنا معتمدا فجزاء جهنم خالدآ فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابآ عظیمآ

(س4 ، آیه 93)

منبع : کتاب گناهان کبیره ، جلد اول - 108

نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور 1394 ساعت 05:32 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
انسان پا بر روی زمین گذاشت تا یک دوره از سیر تکامل خود را بگذراند و برای این نوع از حیات قوانینی را خداوند یگانه و نیروی اعظم هستی وضع کرد که انجام صحیح آن قوانین پاداش و رعایت آن سعادت آخرت و عدم رعایت آن عذاب و عقاب خواهد داشت یکی از این اصول حق حیات درست و استفاده از نعمتهای موجود و مراقبت از جسم حامل روح است
 کسی که در این مابین جسم و حیات را متعلق به خود دانسته و دست به خودکشی میزند نه تنها از درد و رنج و مشکلات ای جهان رها نمی شود بلکه دچار عذابی می شود که هرگز در تصور انسان نمی گنجد انتحار در تمام ادیان نفی شده و افرادی که دست به خودکشی می زنند از مرگ خود آگاه نمی شوند و خود را در تاریکی مطلق می بینند فکر می کنند در روی زمین هستند و کس دیگری را نمی بینند و تا زمانی که میبایست زندگی می کردند در همین حالت باقی می مانند وحشت و اضطراب همه وجود آنها در تمام آن مدت احاطه می کند و مدام خود را در جسدش می بیند ولی نمی تواند از آن استفاده کند یعنی نه حالت زنده که از جسد استفاده کند و نه حالت مرگ که از جسد جدا و دور شود پس از پایان این مدت که برابر مدت طبیعی عمر مادی بوده احساس مرگ و جدائی روح از بدن به او دست می دهد و وارد عالم روحی می شود که متناسب با اعمال زمینی و شرایط روحی او می باشد تحمل رنج و سختی در روی زمین بهتر از نادیده گرفتن حق حیات که نعمت الهی است و دجار عذاب سخت روحی شدن است.
منبع: اموات

نوشته شده در دوشنبه 16 شهریور 1394 ساعت 01:57 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
به طور قطع خودكشی یكی از برگترین گناهان كبیره است كه در آیات و روایات متعددی مورد سرزنش و مذمت قرار گرفته است و بر اساس روایاتی كه در این باره وجود دارد این گناه بخشیده نمیشود.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: وَلا تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إنَّ اللّه َ کانَ بِکُمْ رَحیما، وَمَنْ یَفْعَلْ ذلک عُدْوانا وَظُلْما فَسَوْفَ نُصْلیهِ نارا (1) یعنی خودکشی نکنید! خداوند نسبت به شما مهرباناست. و هر کس این عمل را از روی تجاوز و ستم انجام دهد، به زودی او را در آتشی واردخواهیم کرد.
أبی ولاّد می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ مُتَعَمِّدا فَهُوَ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدافیها (2) یعنی هر کس عمدا خودکشی بکند، همیشه در آتش دوزخ خواهد بود.
پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:میان انسانهای پیش از شما، مردی جراحتی برداشت و از شدّت بی تابی کاردی برداشت و باآن دستش را قطع کرد و از شدّت خونریزی مُرد، پس خداوند فرمود: بنده ام، در گرفتن جان خود بر من پیشی گرفت... هر آینه بهشت را بر او حرام کردم(3)
همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیث دیگری فرمود: مَنْ قَتَلَ نَفْسَهُ بِحَدیدَةٍ فَحَدیدَته فی یَده یُجاءُ بِها فی بَطْنِه فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدافیها مُخَلّدا أبدا، ومَنْ شَرِبَ سَمّا وَقَتَلَ نَفْسَهُ، فَسَمُّهُ فی یَدِهِ یَتَحَسّاهُ فی نارِ جَهَنَّمَ خالِدا فیها أبَدا، وَمَنَ تَرَدّی مِنْ جَبَلٍ،فَقَتَلَ نَفْسَهُ فهو یَتردّی فی نار جهنّم خالدا فیها مُخلّداأبَدا؛ (4) یعنی کسی که بوسیله آهن خودکشی کند پس باآهن پاره ای بدست که قسمتی از آن به شکمش فرو رفته آورده می شود، و وارد آتش جهنم می گردد و در آن بطور أبد و همیشگی خواهد سوخت، و کسی که با خوردن سمّ خودکشی کند، پس سمّ در دست به آتش جهنم انداخته می شود و در آن بطور دائم خواهد سوخت، و کسی که خود را با پرت کردن از کوه به قتل برساند، پس به آتش جهنم پرت می شود و در آن تا أبد خواهد ماند.
پی نوشتها:
1-النساء/29-30
2- الفروع من الکافی، دارالکتب الاسلامی، ج7، ص45،و من لایحضره الفقیهه، ج3، ص571
3-الترغیب و الترهیب، ج3، ص301، ح4
4-صحیح مسلم جلد1ص

نوشته شده در یکشنبه 15 شهریور 1394 ساعت 04:22 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

اگر شخصی به گونه ای خود را در معرض کشتن قرار دهد که امکان اجتناب از آن نباشد -مثل این که خود را جلوی اتومبیلی که با سرعت در حرکت است، پرتاب کند- به گونه ای که خودکشی محسوب شود، دیه ای ندارد. ولی اگر از جایی که احتمال کشته شدن در آن وجود دارد، عبور کند و توسط عاملی مانند اتومبیل کشته شود، به گونه ای که عرفاً خودکشی محسوب نشود و کشتن وی از دیدگاه عرف به عامل مزبور مثلاً راننده استناد داده شود، دیه دارد.حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی)

در این مقاله از احکام قضایی دو سوال را انتخاب کرده و برای شما عزیزان مطرح می کنیم:

سوال: حکم دیه شخصی که خود را در معرض کشتن قرار دهد، چیست؟ در صورتی که وی قصد خودکشی نداشته باشد چطور؟

پاسخ های دریافتی از دفاتر مراجع عظام به این شرح است:
دفتر حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):

باید کسی که مرتکب قتل شده در مراجع صالحه اثبات کند که مقصر در قتل نبوده و این موضوع نیاز به حکم قضایی دارد.


دفتر حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

کسی که خود را در معرض خطر قرار می دهد به دلالت التزامی نوعی قصد خودکشی دارد. دیه او بر کسی نیست مگر اینکه رانندگان اتومبیل های عبوری قدرت کنترل خود در برابر او را داشته باشند.


دفتر حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):

عمل مذکور با فرض احتمال عقلائی خطر، حرام است و در صورت اقدام به این عمل اگر کشته شدن او بدون تعمّد راننده یا تیر انداز باشد. بطوریکه اتفاقی و غیر مستند به آنها باشد دیه ندارد.


پاسخ حضرت آیة الله هادوی تهرانی (مد ظله العالی):

اگر شخصی به گونه ای خود را در معرض کشتن قرار دهد که امکان اجتناب از آن نباشد -مثل این که خود را جلوی اتومبیلی که با سرعت در حرکت است، پرتاب کند- به گونه ای که خودکشی محسوب شود، دیه ای ندارد. ولی اگر از جایی که احتمال کشته شدن در آن وجود دارد، عبور کند و توسط عاملی مانند اتومبیل کشته شود، به گونه ای که عرفاً خودکشی محسوب نشود و کشتن وی از دیدگاه عرف به عامل مزبور مثلاً راننده استناد داده شود، دیه دارد.

سوال: فردی که برای تهدید، اقدام به خودکشی می کند و قصدش مرگ نیست، آیا این نیز قضا و قدر الهی است یا نه؟ جایگاه این فرد در عالم اخروی چگونه است؟

برای روشن شدن موضوع نخست، باید با معانی کلمات "قضا" و "قدر" و "تقدیر" و "قضای الهی" آشنا شد، آن گاه به تحلیل مسئله قضا و قدر پرداخت. قدر به معنای اندازه و تقدیر به معنای اندازه گیری است و قضا به معنای یکسره کردن و به انجام رساندن است. تقدیر الهی به این معنا است که خداوند متعال برای هر پدیده ای، حدود خاصی را قرار داده است که تحت تأثیر عواملی تحقق می یابد. منظور از قضای الهی، آن است که پس از فراهم شدن مقدمات و شرایط ایجاد یک پدیده، خداوند، آن را به مرحله نهایی می رساند. اما در مورد افعال انسان ها، باید دانست که تقدیر الهی، فعل انسان را با تمام خصوصیات آن در برمی گیرد و اختیاری بودن فعل انسان، یکی از این خصوصیات است.

پس، تقدیر خداوند در مورد اعمال انسان ها به این معنا است که شخص، با شرایط معینی و با بهره گیری از اختیار خویش، و نه به طور جبری، به عمل خویش اقدام می کند. در این صورت، در مسئله خودکشی، با توجه به این که اختیار انسان نیز در تقدیر الهی لحاظ شده است، این مسئله هیچ تناقضی با قضا و قدر الهی ندارد. اما در مورد جایگاه اخروی این فرد، باید گفت که بستگی به نوع عمل او دارد؛ یعنی اگر عمل او طوری است که عادتاً به مرگ منجر می شود، حکم عمل او خودکشی است و با توجه به روایات، عذاب دردناکی خواهد داشت، اما اگر عمل او عادتاً به مرگ منجر نمی شود، عذاب اخروی او همانند نوع اول نیست و دارای تخفیف خواهد بود.


حکم خود کشی:

"خودکشی به هر نحو، حرام و از گناهان کبیره است، و از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: هر کس عمداً خودکشی کند همیشه در آتش جهنم خواهد بود". (من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 95؛ الکافی، ج 7، ص 45)

و از امام باقر (علیه السلام) روایت شده: "شخص مۆمن به هر بلایی گرفتار می شود و به هر مرگی ممکن است بمیرد ولی خودکشی نخواهد کرد" (الکافی، ج 3، ص 112)

پس، اگر کسی به هر انگیزه ای خودکشی کند گناه بزرگی انجام داده و در عالم آخرت گرفتار عذاب دردناک خواهد شد.

همه موارد و همه امور، تحت تدبیر قضا و قدر الهی است و منافاتی با اراده انسان ندارد؛ یعنی چه موردی که انسان قصد جدی برای خود کشی داشته باشد و چه موردی که انسان قصد جدی نداشته باشد، همه قضا و قدر الهی است، اما تبعات و گرفتاری و عذاب اخروی این دو فرق دارد؛ چون تبعات اخروی عمل، بستگی به میزان وابستگی عمل به انسان دارد. جایی که قصد، جدی نباشد و عمل هم عادتاً منجر به مرگ نشود، وابستگی عمل به انسان کمتر است، لذا تبعات آن کمتر است
حکم کسی که به قصد تهدید، اقدام به خودکشی می کند و قصدش مرگ نیست:

در این مورد باید بگوییم: اولاً: تظاهر به خودکشی (حتی اگر منجر به مرگ هم نشود)، تظاهر به گناه، تشبه به اهل معاصی و نوعی بی اعتنایی به دستورات خداوند است. ثانیاً: اگر اقدام او منجر به مرگ گردد، در این جا، عملی که به عنوان تهدید انجام می دهد، اگر عادتاً منتهی به مرگ می شود؛ مثل این که کسی خود را از طبقه چهارم ساختمان به پایین پرتاب کند، در این صورت اگر چه قصد خودکشی نداشته باشد، ولی انجام فعلی که منتهی به مرگ می شود، خودکشی محسوب می شود و حکمش همان حکم خودکشی است.

اما اگر آن عملی که به قصد تهدید انجام می دهد، عادتاً منتهی به مرگ نمی شود، در این صورت اگر تصادفاً منجر به مرگ شد و حقیقتاً قصد خودکشی نداشته است، این فرد هر چند از نظر تظاهر به خودکشی به دستورات خداوند بی اعتنایی نموده است، ولی گرفتاری و عذاب اخروی او مانند صورت اول نیست و نمی توان حکم خودکشی را به او نسبت داد و از این جهت، در عذاب او تخفیفی وجود دارد؛ چون هم حقیقتاً قصد خودکشی نداشته و هم عمل او عادتاً منتهی به مرگ نمی شد.

اما در مورد موضوع سوال که آیا اقدام به خودکشی برای تهدید هم بر طبق قضا و قدر الهی است؟ همه موارد و همه امور، تحت تدبیر قضا و قدر الهی است و منافاتی با اراده انسان ندارد؛ یعنی چه موردی که انسان قصد جدی برای خود کشی داشته باشد و چه موردی که انسان قصد جدی نداشته باشد، همه قضا و قدر الهی است، اما تبعات و گرفتاری و عذاب اخروی این دو فرق دارد؛ چون تبعات اخروی عمل، بستگی به میزان وابستگی عمل به انسان دارد. جایی که قصد، جدی نباشد و عمل هم عادتاً منجر به مرگ نشود، وابستگی عمل به انسان کمتر است، لذا تبعات آن کمتر است.


منابع:

سایت اسلام کوئیست

الکافی، ج
نوشته شده در شنبه 14 شهریور 1394 ساعت 05:20 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

درباره ازدواج امام و فرزند داشتن حضرت سه احتمال قابل مطرح است :

1: حضرت ازدواج نکرده است . اگر ازدواج نکرده باشد ، فرزند و ذریه نخواهد داشت . اگر این احتمال را بپذیریم ، این مشگل مطرح میگردد که چرا امام معصوم (ع) به یکی از سنت های مهم اسلامی که ازدواج باشد ، عمل نکرده است ؟

در جواب می توان گفت : غیبت امام زمان (عج) از سنت ازدواج اهمیت بیشتری دارد و ترک سنت ازدواج با مقام عصمت منافات دارد

2: امام ازدواج نموده ، از این رو به سنت ازدواج عمل کرده است ، ولی اولاد و فرزند ندارد در اینجا این مشگل پیش می آید که همسر حضرت مانند ایشان باید عمر طولانی داشته باشد ، که بر عمر طولانی همسر حضرت دلیلی نداریم و یا این که بگوییم همسر حضرت بعد از مدتی از دنی رفته است

3: حضرت ازدواج کرده و دارای اولاد بوده و فرزندان او نیز اولاد داشته اند و حضرت ذریه داشته است

بر اساس این مبنا این مشگل وجود دارد که فرزندان و ذریه های امام کجا هستند ؟

برخی خواسته اند احتمال سوم را تقویت کنند و از برخی روایات استفاده کنند که امام همسر و فرزند دارد . امام رضا ( ع) فرمود: الها ! مایه چشم روشنی و خوشحالی امام زمان (عج) را در او و خانواده و فرزندان و ذریه و تمام پیروانش عطافرما

امام صادق(ع) فرمود :

کانی اری نزول القایم فی مسجد السهله باهله و عیاله

برخی دیگر در صدد آن هستند ثابت کنند که امام زمان (عج) ازدواج نکرده و فرزندی ندارد این عده ، روایاتی را که بر ازدواج و فرزند داشتن امام زمان (عج) دلالت دارند ، ضعیف می شمرند و قابل استناد ندانسته اند . از سوی دیگر روایات فوق بیان شد ، دلالت بر وجود فرزند و همسر امام زمان (عج) دارد ، ولی این دسته از روایات دلالت ندارد امام زمان قبل از ظهور ازدواج نموده و فرزند دارد ، یعنی این دسته روایات تنها دلیل بر همسر و فرزند داشتن امام زمان (عج) دارند ولی اثبات نمی کنند امام قبل از ظهور زن و فرزند دارد . از سوی دیگر این روایات با آن دسته از روایات که داشتن فرزند و همسر را از امام نفی می کنند ، تعارض دارد . برخی از روایات هستند که تصریح دارد امام زمان (ع) همسر و فرزند ندارد . مسعودی نقل می کند : علی بن حمزه ، ابن سراج و ابن سعید مکاری بر امام رضا (ع) وارد شدند . علی بن حمزه به حضرت عرض کرد : از پدرانت نقل کرده ایم که هیچ امامی از دنیا نمی رود ، تا فرزندش را ببیند . امام رضا (ع) فرمود : آیا در این حدیث ، روایت کرده اید : مگر قایم؟

این گونه روایات بدان اشارت کردیم ، در صدد نیستند وجود زن و فرزند را برای امام زمان (عج) پیش از ظهور اثبات کنند . از سوی دیگر ، روایات دیگری داریم که به صراحت وجود فرزند را از حضرت نفی می کند . برخی خواسته اند با تمسک به داستان " جزیره خضزا" بگویند امام عصر فرزندانی دارد و بر آن جزیره ، زیر نظر وی ، جامعه نموه و تمام عیار اسلامی را تشکیل داده اند ، لیکن با بررسی های گسترده ای که انجام گرفته ، جزیره خضزا افسانه ای بیش نیست .

واقعیت آن است که نمی توان به طور قاطع گفت : امام زمان (عج) همسر و فرزند داشته است . شاید بر همین اساس باشد که صاحبان اندیشه و تاریخ نگاران به طور قطع در خصوص داشتن و نداشتن همسر و فرزند امام امام زمان اظهار نظر نکرده اند


پی نوشت ها :

1) مجله حوزه ، ویژه نامه امام زمان (عج) ، ص 54-55 با تلخیص

2) همان

3) همان ، ص 56 ، به نقل از جمال الاسبوع ابن طاووس ، ص 510

4) بحار الانوار ، ج 52 ، ص 52

5) مسعودی ، اثبات الوصیه ، ص 221

6) مجله حوزه ، ویژه امام زمان (ع) ، ص 57 ، با تلخیص



نوشته شده در جمعه 13 شهریور 1394 ساعت 10:51 ق.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


کد آهنگ - سیب سفید | سبزوار - شیشه دکوراتیو - رستوران - آموزشگاه - جشن تولد - سلامت - دکوراسیون مغازه - تک تاز بلاگ