تبلیغات
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> ❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤ - مطالب مهر 1394
❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤

بارالهــــــــا ... گاهی میان وسعت دستان خالی ام حس می كنم تمام دار و ندارم نگاه توست ...

سلام دوستان شب همگی بخیر
وب دومم که آدرسش اینه
http://brobaksbehesht.lineblog.ir

بنا به نظر بازدیدکننده ها از بروبکس بهشت به افق ما ، شب بهشت تغییر کرد
قوانین اون وبلاگ :
با تبادل لینک موافقم فقط ه جز ( سایت های تجاری )
وبلاگ هایی که خلاف خدا حرف می زنند لینک نمیشن
سوال شرعی نپرسید اگر سوال دشتید یه شماره تماس میدم زنگ بزنید از اونا بپرسید
پست ( شاید حاجت روا بشید ) و بخونید ، منتظر جمله هاتون هستم
لطفا آدرس وبتونو درست بنویسید
تبلیغات ها فورا حذف می شه
نظرات واسم خیلی مهم خودتون بعد از انتقاد و پیشنهادتون تاثرشو می بینید )


نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر 1394 ساعت 10:44 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
در میان یاران حضرت على (علیه السلام) نمونه بود. او در مدت خلافت امیر مؤمنان (علیه السلام) در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل در رکاب آنحضرت شمشیر مى زد او پیش از شروع جنگ صفین، روزى پشتیبانى خود را از امیر مؤمنان (علیه السلام) چنین اعلام کرد “ما زاده جنگ و فرزندان شمشیریم مى دانیم جنگ را از کجا باید شروع کرد و چگونه از آن بهره بردارى نمود، ما با جنگ بزرگ شده و آن را آزموده زود شناخیتم ما داراى یاران نیک، خویشاوندان و عشیره فراوان، رأى آزموده و نیروى پسندیده اى هستیم اینک اختیار ما در دست توست، اگر به شرق یا غرب جهان بروى، در رکاب تو هستیم و هر چه دستور بدهى اطاعت مى کنیم. امیر مؤمنان (علیه السلام) از این وفادارى خوشحال شد و درباره او دعا کرد. یکى از افتخارات وى مقابله با ضحاک یکى از فرماندهان نامدار شام بود که در این نبرد پیروز شد.
حجر در جنگ صفین از طرف امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی میسره‌ی لشگر امام را بر عهده داشت.
بعد از شهادت حضرت على (علیه السلام) و جریان صلح تحمیلى بر امام حسن (علیه السلام) حاکمان شهرها به دستور معاویه شروع به شکنجه و آزار شیعیان حضرت على (علیه السلام) کردند یکى زا این حاکمان مغیره بود که چون از محبوبیت عمومى و شایستگى و فضیلت حجر آگاه بود ناگزیر به آن اعتراف مى کرد و مى گفت نمى خواهم بهترین مردان شهر را بکشم تا آنان را در پیشگاه خدا سعادتمند گردند و من بدبخت و تبهکار! او اضافه کرد با قتل حجر و یاران او معاویه در دنیا به عزت و آقائى مى رسد ولى مغیره روز قیامت ذلیل و مغذب مى گردد.
پس از شهادت امام مجتبی علیه السلام و رفت و آمد بزرگان عراق و اشراف حجاز با امام حسین علیه السلام دست‌نشاندگان معاویه به دستور او سختگیری بیشتری نسبت به شیعیان، به‌خصوص شیعیان کوفه می‌کردند و بعضی از چهره های سرشناس شیعه را به بهانه های پوچ و بی اساس به قتل می‌رساندند. یکی از آنان حجربن عدی کندی بود.

حجر هنگام ضربت‌خوردن امیرالمؤمنین(ع)

وقتی ابن ملجم و وردان و شبیب، برای کشتن حضرت علی(ع) همدست شدند، تصمیم خود را با اشعث بن قیس در میان گذاشتند. او که از دشمنان کینه توز خاندان پیامبر بود و در همه دسیسه ها دست داشت، با آنان همکاری کرد و در آن شب شوم که علی(ع) ضربت خورد، در آن توطئه همدست آنان بود.آن شب، حجربن عدی در مسجد خوابیده بود. شنید که اشعث به ابن ملجم می‌گفت: زودباش، بجنب، وگرنه روشنی صبح رسوایت می‌سازد. حجر از این گفت و گو احساس خطر و توطئه کرد. به سرعت از مسجد بیرون آمد و به سمت خانه علی علیه السلام روان شد تا آن حضرت را از خطری که در کمین او است آگاه سازد. از مسجد به خانه علی علیه السلام دو را بود. حجربن عدی از یک راه به سوی خانه امام روان شد و امام از مسیر دیگری راه مسجد را در پیش گرفت و به هم بر نخوردند و… آن حادثه واقع شد و حجر و دیگران، وقتی به مسجد رسیدند که کار از کار گذشته بود و می‌گفتند: علی کشته شد

حجر در حکومت امام حسن علیه السلام

حجر در حکومت امام حسن (ع) نقشی کلیدی داشت و در پیروی از امامش پایدار بود. پس از شهادت امیر مؤمنان (ع) ، معاویه که از خطر سوء قصد رهایی یافته بود، گستاخ شد و برای درهم کوفتن حکومت نوپای امام حسن (ع) با صدهزار مرد جنگی راه عراق پیش گرفت. وقتی امام (ع) از حرکت لشکر شام آگاه شد، مردم را در مسجد گرد آورد و به جنگ فراخواند. مردم خاموش ماندند و از پاسخ به حضرت خودداری کردند. در میان گفتار شورانگیز امام (ع) ، صدای رعدآسای حجر سکوت مجلس را شکست و چهره حاضران را سمت خویش جلب کرد. او گفت: ای مردم نادان! شرمتان باد، این جگر گوشه رسول خدا (ص) و جانشین شایسته آن بزرگوار است که شما را به یاری دین می خواند… سخنان آتشین حجربن عدی و تنی چند از یاران امام (ع) ، غیرت زودگذر مردم را تحریک کرد و آنان را برای نبرد آماده ساخت. شمار سربازان امام (ع) از سپاه معاویه، بسیار کمتر بود. حضرت برای گردآوری مردان بیشتر، به افراد با نفوذ نیاز داشت; کسانی که بتوانند با کاردانی و نفوذ کلامشان، مردم اطراف کوفه را به میدان مسؤولیت پذیری بکشند. حضرت این شایستگی را در چهره حجر بن عدی دید و به او فرمان داد در بیرون شهر به گردآوری سپاه پردازد. او بسیاری از مردم را در «نخیله » گرد آورد. آخرین ماموریت حجر بن عدی در لشکر امام حسن (ع) ، بردن پیام ویژه آن حضرت بود. او، به منظور جلوگیری از تاثیر نقشه های فریبکارانه معاویه بر فرماندهان سپاه امام پیام ویژه حضرت را به خط مقدم رساند.


نوشته شده در چهارشنبه 29 مهر 1394 ساعت 07:34 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

سلام دوستان خوبم

این روز ها روزهای خاص و قیمتی میخوام امسال هیچ کس غمگین نباشه برای همه دعا کنیم ، مریض ها ، زندانی ها ،پایین این پست هر چی دلتون میخواد به خدا بگید

تا ظهر عاشورا به شرط حیات برای حاجتمندان مذکور دعا می کنیم ، همه رو دعا کنیم قدر این ثانیه های خاص و بدونیم

پایین این پست نظر بزارید من هم هر روز نظرات و منتشر می کنم به امید حاجت روا شدن همه ی
عزیزان حاجتمند



همه گی بعد از نماز ظهر عاشورا برای همه به خصوص حاجتمندان مذکور دعا می کنیم

بد خواب

الهی هیچ قلبی غمگین نباشه

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست

نوشته شده در سه شنبه 28 مهر 1394 ساعت 06:27 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

وهابیت کوردل که همواره ادعای دروغین خود مبنی بر بی‌احترامی تشیع به صحابی پیامبر اعظم(ص) را در بوق و کرنا می‌کند، در اقدامی ننگین‌ و با نبش قبر نورانی «حجر بن عَدی» و ربودن پیکر مطهرش، چهره واقعی خود را نشان داد.انتشار خبرتعرض به قبر نورانی حُجر بن عَدی -که به اشتباه معمولا عُدَی خوانده می‌شود- به همراه تصاویر دردناک از این فاجعه غیراخلاقی قلب میلیون‌ها مسلمان ـ اعم از شیعه و سنی ـ را به درد آورد.این در حالی است که حجر از صحابی پیامبر(ص) به شمار می‌رود و اهل تسنن احترام بالایی برای صحابی رسول‌الله(ص) قائلند، از این رو باید میان برادران اهل تسنن با وهابی‌ها تفکیک قائل شد.

تروریستهای وهابی در جدیدترین جنایت خود در سوریه اقدام به نقش قبر یکی از اصحاب خاص حضرت امام علی(ع) نمودند.براساس این گزارش، آرامگاه «حجربن عدی کندی» که در سال ۵۱ یا ۵۳ به دستور معاویه به شهادت رسید، از سوی مزدوران و تروریستهای سوری نبش قبر شد.مرقد ایشان در منطقه “عدرا” در نزدیکی دمشق قرار دارد.گروهک های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را تخریب و پس از آن نبش قبر کردند.یک رسانه لبنانی اعلام کرد: جسد مطهر حجر بن عدی هنوز سالم بوده و تروریست ها جسد این شیعه امیرالمؤمنین (ع) را به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند.


ک310084

یی

حجر بن عدی که بود؟

یکی از قبایلی که در کوفه می‌زیست «کِنده» بود. حجر را به سبب آن که از این قبیله بود، حجر بن عَدی کِندی می‌گفتند.چون اهل خیر بود و قدم در مسیر خیر می‌گذاشت، به «حُجر الخیر» نیز معروف بود.

حجربن عدی کندی در نوجوانى همراه برادرش “هانى بن عدى” به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید. او از دوران حیات پیامبر چیزى درک نکرد و پس از زمان اندکى که از مسلمانانى او مى گذشت پیامبر از دنیا رفت و در جنگهاى زمان آن حضرت نیز اسم او به چشم نمى خورد، ولى در فتح شام یکى از سربازان فاتح بود و هم او بود که “مرج عذرا” را فتح کرد و نیز در جنگ قادسیه شرکت داشت. در جریان فتح مدائن او بود که به رود دجله زد و عبور کرد.

پیش اسلام به دنیا آمده بود؛ اما در سال های آخر عمر رسول خدا(ص) توفیق یافت که مسلمان شود.از این رو، بهره‌گیری وی از حضور پیامبر، چندسالی بیش نبود؛ اما پیوسته در عمر خویش، پیکارگری در راه حق بود. در جنگ قادسیه در زمان خلیفه دوم حضور داشت و فاتح «مَرج عذرا» بود.

وی، عابدی پارسا، مجاهدی ظلم‌ستیز، آمر به معروف و ناهی از منکر بود و از پیامبر خدا و امیرمؤمنان حدیث روایت می‌کرد. او شیفته نماز و نیایش، مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پیامبر خدا (ص) بود.چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود که او را «راهب اصحاب محمد» می‌گفتند(۳). پیوسته باوضو بود.هرگاه وضو می‌ساخت، به نماز می‌ایستاد. هم در زیبایی چهره، از خوش سیماترین مردان کوفه بود(۴) و هم در زیبایی روح و کمال اخلاقی، از نوادر روزگار به شمار می‌رفت.

اگر تولد او را – آنچنان که گفته‌اند – در عصر جاهلیت بدانیم، هنگامی که پس از فتح مکه به اسلام گروید، حدود ۲۷ سال داشت.هر چند دیر اسلام آورد و سن او در آن هنگام چندان زیاد نبود، ولی در عمق ایمان و صداقت عقیده و باور استوار نسبت به دین خدا و رسالت پیامبر، از بسیاری کهن‌سالان و سابقه‌داران پیشتر و بارزتر بود.

به تعبیر مرحوم «سیّد محسن امین»:

حجر، از نیکان صحابه بود، فرماندهی شجاع، بلند همت، عابد و زاهد، مستجاب الدعوه، عارف به خدا، مطیع محض فرمان پروردگار، حق‌گوی صریح، ظلم‌ستیز صبور، بی‌هراس از شهادت، ایثارگر در راه خدا و از هواداران خالص امیرالمؤمنین علیه السلام بود. این که از سوی حضرت علی به فرماندهی سپاه در جنگ جمل و صفین برگزیده شد، نشانه شجاعت اوست. حاضر بود که بمیرد، ولی خواری و ذلت نپذیرد. آغوش به روی شهادت گشود؛ اماحاضر نشد از علی بیزاری بجوید و خود را از مرگ برهاند و حاضر شد که پسرش پیش از خودش شهید شود، تا مبادا با دیدن تیغ جلاد بالای سر پدرش، سست شود و دست از ولای علی بردارد

ادامه مطلب فردا در پست بعدی


نوشته شده در سه شنبه 28 مهر 1394 ساعت 06:26 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
ام‌وهب؛ همسر عبدالله بن عمیر کلبی

او درخصوص اولین زن از این ۶ نفر، اظهار داشت: اولین شخصیتی که به عنوان بانویی نمونه در کربلا می‌توان از او یاد برد، زنی است به نام ام‌وهب؛ همسر عبدالله بن عمیر کلبی. در برخی منابع نام همسر این زن را عبدالله بن تمیم کلبی هم عنوان کرده‌اند، که از یاران نزدیک امام علی و امام حسین علیهماالسلام بود. این فرد در کوفه زندگی می‌کرد و نقل شده است زمانی که خبر محصورشدن امام حسین علیه‌السلام در کربلا را شنید، با همسرش مشورت کرد. همسرش نیز او را تشویق به یاری و همراهی امام علیه‌السلام کرد و یک شرط گذاشت که من را هم باید با خود ببری. این زن و شوهر شبانه به سمت کربلا حرکت کرده و به کاروان امام حسین علیه‌السلام پیوستند.

این پژوهشگر تاریخ ادامه داد: منابع معتبری مانند صفحه ۴۳۰، جلد ۵ از تاریخ طبری؛ صفحه ۵۶۴، جلد ۲ کتاب الکامل فی التاریخ؛ صفحه ۱۶۱ الملهوف؛ صفحه ۶۲ مثیرالاحزان و صفحه ۱۷، جلد ۴۵ بحارالانوار، قضیه ام‌وهب را به صورت مبسوط ذکر کرده‌اند. از نحوه حضور ایشان در صف یاران امام حسین علیه‌السلام مطلب چندانی نقل نشده است، اما کتب تاریخی بدون استثنا به نحوه شهادت عبدالله عمیر و همسرش ام‌وهب، پرداخته‌اند. در زیارت ناحیه مقدسه هم اسم همسر ام‌وهب آمده است: «السَّلَامُ عَلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَیرٍ الْکلْبِی».

خطاب امام حسین (ع) به ام‌وهب

او با اشاره به نقل تاریخ طبری گفت: در این کتاب آمده است: زمانی که عبدالله به میدان رفت و به خاک افتاد، همسرش عمودی را برداشت و به یاری شوهرش به سوی میدان حرکت کرد. عباراتی که این زن در مسیر حرکت خود به سمت شوهر به زبان آورده، تاریخ‌نویسان را شگفت‌زده کرده است؛ او خطاب به همسرش گفت: "برو و با ناپاکان روزگار که کسانی جز ذریه محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم هستند، بجنگ و آن‌ها را نابود کن." در این عرصه امام حسین علیه‌السلام فرمودند: جلوی این زن را بگیرید و خطاب به او عرضه داشتند: "شما از ناحیه اهل بیت علیهم‌السلام، بهترین خیر را پاداش گرفته‌ای؛ به سمت زنان برگرد و در میان زنان باش که جنگ بر زنان واجب نیست."


نوشته شده در سه شنبه 28 مهر 1394 ساعت 06:25 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

سلام دوستان خوبم

این روز ها روزهای خاص و قیمتی میخوام امسال هیچ کس غمگین نباشه برای همه دعا کنیم ، مریض ها ، زندانی ها ،پایین این پست هر چی دلتون میخواد به خدا بگید

تا ظهر عاشورا به شرط حیات برای حاجتمندان مذکور دعا می کنیم ، همه رو دعا کنیم قدر این ثانیه های خاص و بدونیم

پایین این پست نظر بزارید من هم هر روز نظرات و منتشر می کنم به امید حاجت روا شدن همه ی
عزیزان حاجتمند


همه گی بعد از نماز ظهر عاشورا برای همه به خصوص حاجتمندان مذکور دعا می کنیم

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 06:21 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 06:18 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

خواهران وبرادران عزیزم

بیایید در این روزا وشبهای محترم ارزش

شخصیت خودمان را بهتر بدانیم

وحسینی وار وزینبی وار

در مجالس عزای امام حسین.ع.

شركت كنیم... با حجاب زینبی

یاد كن از آتش روز معاد

طره گیسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو كودك نیستی

فاش تر گویم عروسك نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین

یك نظر عكس شهیدان را ببین

خواهرمن این لباس تنگ چیست؟

پوشش چسبان رنگارنگ چیست؟

خواهرم اینقدر طنازی نكن

با اصول شرع لجبازی نكن

در امر خویش سرگردان مشو

نوعروس چشم نامردان مشو

التماس دعا ویژه در این شبهای محترم
منبع : ترانه شب

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 06:17 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
افسران - باریچه ی شیطان نباشیم...

نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 06:16 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

هر چند انسان نباید با دست خویش، خود را به اشغال دشمن حتمی(شیطان) درآورد؛ اما این جای امیدواری هست که خداوند متعال از تمام انسانها به «عبادی: بندگان من» یاد کرده است و تلویحاً به شیطان فهمانده است که اینها که تو تهدید به گمراه ساختنشان می کنی بندگان من هستند و من مدافع آنان ام.
این نوشتار به معارفی از خطبه ششم و هفتم امیرمۆمنان علیه السلام در کتاب شریف نهج البلاغه می پردازد و آن تصریح به مظلومیت علی (علیه السلام) از زبان خود حضرت است.
برخی بر این باورند که امام علی (علیه السلام) در فضای سیاسی پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) تعاملی دوستانه با خلفای وقت داشته است و هیچ مشکلی بین او و آنها نبوده است. این را هم اضافه می کنند که چون رسول خدا صلی الله علیه و آله جانشینی برای خود معین نکرد، بنابراین حقی هم برای علی علیه السلام درباره خلافت وجود نداشت؛ پس با روی کار آمدن خلیفه اول و میدان ندادن به امیرمۆمنان علیه السلام، حقی از آن حضرت پایمان نشده است.
عده ای از این همین مدعیان، عدم تصریح امام علیه السلام به ضایع شدن حقی از ایشان در ماجرای خلافت را دلیل مهمی بر ادعایشان می گیرند و حال آنکه این تصریح وجود دارد و امام علیه السلام از اینکه بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله دیگران مسند دار خلافت شدند و او را از حقش باز داشتند شکوه می کند؛ حقی که در غدیر خم، رسمی و عمومی بانگ آن بی واسطه و با واسطه به گوش همگان رسید:

وَ اللَّهِ مَا زِلْت مَدْفوعاً عَنْ حَقِّی مسْتَأْثَراً عَلَیَّ منْذ قَبَضَ اللَّه نَبِیَّه صَلَّى اللَّه عَلَیْهِ وَ سَلَّمَ حَتَّى یَوْمِ النَّاسِ هَذَا[1] : به خدا سوگند از لحظه ای که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت پیوسته مرا از حقم بازداشتند و دیگری را بر من ترجیح دادند.


نوشته شده در یکشنبه 26 مهر 1394 ساعت 05:23 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


«حرمله» همان سنگدل لعینی بود كه با تیر سه شعبه گلوی حضرت علی اصغر(ع) را شكافت. «منهال بن عمرو» روایت كرده است كه: من پس از آن كه از مكه بازگشتم نزد امام سجاد(ع) رفتم، امام به من فرمود: آیا از «حرمله بن كاهل» خبر داری كه در چه حالی است؟

عرض كردم: «هنگامی كه از كوفه خارج شدم او زنده بود.» امام زین العابدین(ع) دستانش را به سوی آسمان بلند كرد و فرمود: «خدایا! حرارت آتش را به او بچشان، خدایا حرارت آهن را به او بچشان»!
هنگامی كه به كوفه بازگشتم، «مختاربن ابی عبیده ثقفی» قیام كرده بود و او از قبل با من دوست بود، پس از دید و بازدیدها سوار بر مركب شده و به طرف منزل مختار حركت نمودم و در بیرون خانه اش با او ملاقات كردم.
مختار گفت: «از هنگامی كه حكومت كوفه در اختیار ما قرار گرفته به دیدن ما نیامدی و تبریك نگفتی و به ما كمك نكردی؟!» گفتم: «در این مدت در مكه بودم و هم اكنون نزد تو آمده ام كه با هم صحبت كنیم.» پس از آن هر دو همراه هم به راه خود ادامه دادیم تا این كه به كناسه كوفه رسیدیم. مختار در آنجا توقف كرد، مثل این كه در انتظار كسی به سر می برد. پس از مدت كوتاهی جمعی با شتاب به نزد او آمدند و گفتند: «ای امیر! به تو بشارت می دهیم كه حرمله بن كاهل دستگیر شد!»
هنگامی كه حرمله را آوردند مختار گفت: «خداوند را حمد و سپاس می گویم كه مرا بر تو مسلط كرد.» سپس جلاد را خواست و به او دستور داد كه دست های حرمله را قطع كند. جلاد دست های او را از تنش جدا كرد، سپس دستور داد كه پاهایش را هم قطع كنند و چنین كردند، پس از آن گفت: «آتش بیاورید!» مأموران دسته های نی را آوردند و آتش زدند و او را در آتش انداختند.
منهال گفته است: در این هنگام فرمایش امام سجاد(ع) به یادم آمد و بی اختیار گفتم: «سبحان الله»!
مختار گفت: «تسبیح خداوند در همه حال خوب است اما ظاهرا این تسبیح از روی تعجب بود.» گفتم: بله در هنگام بازگشت از مكه، خدمت امام سجاد(ع) رسیدم و آن حضرت از من درباره حرمله سؤال كرد و من نیز در جواب گفتم: او زنده است.
امام سجاد(ع) دست به دعا برداشت و فرمود: خدایا به او حرارت آهن و حرارت آتش را بچشان! اكنون چون دعای امام سجاد(ع) را به دست شما مستجاب شده دیدم شگفت زده شدم و این ذكر بر زبانم جاری شد.
مختار گفت؛ «واقعا این سخن را از علی بن الحسین(ع) شنیدی؟» گفتم: «آری به خدا سوگند خودم شنیدم كه حضرت این سخن را فرمود.»
ناگهان دیدم كه مختار از مركبش پایین آمد و دو ركعت نماز گزارد و سجده ای طولانی كرد سپس برخاست و سوار اسبش شد و من نیز سوار شدم و با هم به سوی منزل من آمدیم. وقتی مقابل خانه ام رسیدیم، به مختار گفتم: «اگر امیر موافق با شد به من افتخار دهد و خانه ام را مزین به حضور خود نماید و در خانه ما غذا تناول فرماید.»
مختار گفت: «ای منهال! تو خود مرا خبر دادی كه علی بن الحسین(ع) دعاهایی كرد كه به دست من مستجاب شده است و با این وجود مرا به غذا خوردن دعوت می كنی؟ امروز به شكرانه این كه خداوند به من توفیق داد كه دعای آن حضرت به دست من مستجاب شود، روزه گرفته ام.»

برگرفته از کتاب بحارالانوار و سرنوشت قاتلان شهدای كربلا

نوشته شده در جمعه 24 مهر 1394 ساعت 07:26 ق.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

درنظر اول چنین به نظر می رسد که ابلیس از فرشتگان باشد زیرا خداوند متعال اورا از ملائکه استثنا می کند ومی فرماید« به یاد آرید زمانی را که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید آنها همگی سجده کردند جز ابلیس ، اما او جن بود ، از فرمان پروردگارش سرپیچی کرد » سوره کهف آیه 50 استثنا ابلیس از جمع ملائکه این تصوررا به وجود می آورد که ابلیس از فرشتگان بوده وبا توجه به عصیان وسرشکی او ، این اشکال به نظر می رسد که چگونه از فرشته ای گناه کبیره ممکن است سر بزند ؟
بخصوص اینکه دربعضی از خطبه هانهج الباغه نیز آمده است که « هرگز ممکن نیست خداوند انسانی را به بهشت بفرستد دربرابر کاری که به خاطر آن فرشته ای را از بهشت رانده است »
( اشاره به غرور ابلیس ) نهج البلاغه خطبه 129
آیات قرآن پاسخ این مشکل را ارائه داده است آنجا که می فرماید : ابلیس از طایفه جن است از آن گذشته آیات فوق برای ابلیس ذریه فرزندانی قائل شده است وفرموده : آیا او وفرزندانش را به جای من ، اولیای خود انتخاب می کنید درحالی که آنها دشمن شما هستند . سوره کهف 50
ضمیمه خصوصیاتی که برای فرشتگان ذکر شد مشخص می شود که ابلیس هرگز فرشته نبوده ولی از آنجا که درصف آنها قرار گرفته وپرستش خدا کرده بود به مقام فرشتگان مقرب خدا تکیه زد ومشمول خطاب آنها آنها درمساله سجده به آدم شده بود . براین اساس سرپیچی او به صورت یک استثنا درجمع ملائکه درآیات قران بیان گردیده است ودر خطبه تاسعه هم نام ملک مجازاً بر او نهاده شده است .
تفسیر نمونه .جلد12/ ص465
بیاد آر وقتی که جمع ملک بدادیم فرمان کنون یک به یک
نمایید سجده براین آدمی که از خود دمیدم به خاکش دمی
همه سجده کردند جزاهرمن که پیچیده ناگه سراز حکم من
فراموش کردید من را کنون بخواهید یاری زشیطان دون
زشیطان وفرزندهایش چرا گرفتید یاور به راه خطا
که ابلیس باشد شمارا عدو چگونه بخواهید یاری از او

فلسفه خلفت جن وشیطان

فلسفه وراز آفرینش جن بنابر آنچه درقرآن کریم آمده همان است که درباره انسان وارده شده است یعنی عبادت وپرستش خداوند سبحان ، چنان که فرمود ه است : جن وانسان را نیافریدیم مگر برای عبادت وپرستش نمودن
خدا انس وجن را نبخشید جان جز آنکه پرستند رب جهان ( سوره ذاریات 56 )
اما راجع به فلسفه آفرینش شیطان باید گفت که از نظر نظام کلی این خلقت ضرورت دارد ، زیرا شیطان سگ تربیت شده نظام افرینش است بههر کسی متعرض نمی شود درکار این نظام وجود شیطان ، رحمت است ، اگر کسی سگ تربیت شده داشته باشد می فهمد درعین حال که این سگ است ونجس العین لکن خدماتی نیز دارد .
بنابراین وجود شیطانی که انسان را به شر ومعصیت دعوت کند از ارکان نظام عالم بشری است والقائات او مصلحتی دارد وآن این است که عموما مردم به وسیله آن آزمایش می شوند ودرکوره امتحان خالص ها از ناخالص ها جدا می شود . این مطلب هم روشن است که خود شیطان هم مسخر خداست که اورا درآزمایش بندگان الت دست قرار می دهد .پس کاملاً معلوم است که هرچیزی متعلق خلق وایجاد قرار گرفته است ، بشود خیر محض است مثلا مار وعقرب که می بینیم ازنظر اضافه ای که به ما دارد مضر به حال ماست به طور مسلم منافعی هم دارد که از این ضررش بیشتر است .اگر چنین نبود حکمت الهی اقتضای وجودش را نمی کرد بااین توضیح وجود شیطان به طور حتم خیر خواهد بود واین همان معنایی است که درآیه شریفه فرموده است ( آنکسی که هر چه آفرید نیکو آفریدنش) سوره سجده 7

شیطان مبغوض خلق نشده

مطالب مهمی که باید درخصوص فلسفه وجودی شیطان به آن توجه کرد آن است که خداوند دراول خلقت اورا به عنوان شیطان نیافرید بلکه موجودی از موجودات خداوند بود وبعد ملقب به شیطان شده از درگاه رحمت الهی رانده شد زیرا او مدت شش هزار سال همنشین بلکه بزرگ ایشان بود وبه مقلم والایی رسیده بود لکن از آزادی خود سو ئ استفاده کرد ووقتی که درمقابل پروردگار قرار گرفت که باید بر حضرت آدم سجده کند بنای تمرد وطغیان را نهاد واز امر خداوند سرپیچی کرد درحالی که خلقت او مانند مخلوقات دیگر پاک بود در نتیجه خود را بدنام کرده ، مشهور به شیطان گردید .
پیامبر اکرم درمورد انواع جن فرمودند : جن سه نوع دارد :
یک نوع دارای پروبال هستند که همواره مانند ابر وباد درهوا پرواز می کنند وانقباض وانبساط دارند نوع دوم بصورت حیوانات درمی آیند مانند مار ، عقرب ، سگ ، گربه و.... نوع سوم دارای تکلیفند یا رستگارند یا گناهکار برای اینها از طرف خداوند وعده وعید آمده مثل انسانها ، این نوع جن ها بیشتر درمکان های خلوت زندگی می کنند واز محلی به محل دیگر منتقل می شوند ودرمجالس شرکت می کنند شیطان توانایی هر سه این گروه را دارا می باشد
.


نوشته شده در پنجشنبه 23 مهر 1394 ساعت 06:46 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

شیطان، نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قرارند:

- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .(1)

- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.(2)

- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.(3)

- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.(4)

- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .(5)

شیطان اولین كسى است كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت

- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.(6)

- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.(7)

- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.

- اولین كسى كه لواط كرد آنگاه که به میان قوم لوط آمد.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.

- اولین كسى كه دستور ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از بین ببرند.(8)

- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.(9)

- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!

- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.(10)

- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.(11)

- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.(12)

- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .(13)

اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.

- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.(14)

- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.(15)

- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.

- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود( و از ناراحتى فریاد كشید.(16)

- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.(17)

- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.(18)

- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.

- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .(19)


نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر 1394 ساعت 08:00 ق.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

سوآل :چرا خداوند شیطان را آفرید تا آدم علیه اسلام و هم فرزندان او را فریب داد ، اغوا کند ؟ اگر خلق نمی کند ، مسلمآ هیچ یک از بندگان او معصیت و نافرمانی نمی کردند و به طور کلی آدمیان ، از شر او در امان بودند ، پس چرا او را خلق کرد؟

جواب : اولآ ، خداوند شیطان را جبرا شیطان ( به عنوان موجودی شریر و موذی) نیافرید ، بلکه شیطان پس از خلقت آن قدر عبادت خدا را انجام داد که در زمره فرشتگان قرار گرفت . امام علی علیه السلام در این باره می فرماید :

((اعتبروا بماکان من فعل الله بابلیس اذاحبط عمله الطویل و جهدالجهید و قد کان قد عبدالله سته الآف لایدری امن سنی الدنیا امن سنی الآخره عن کبر ساعه واحده فمن ذا بعد ابلیس یسلم عن الله بمثل معصیه ))(9)

پس این خود شیطان بود که با اختیارات خود از امر اله

ی تخلف کرد و از سجده بر آدم امتناع نمود و بدین روی ، مطرود رحمت الهی شد . (10)

ثانیآ ، خدواند انسان را در برابر فریب ها و اغواگری های شیطان بی دفاع نگذاشته بلکه او را به نیروهای عقلانی و وحیانی مسلح نموده است ، از یک سو، به وسیله عقل و از سوس دیگر ، از طریق وحی از ترفندهای شیطانی آگاهی پیدا کرده است . (11)

ثالثآ ، وجود شیطان برای انسان به یک لحاظ ، نعمت است و نه نقمت ، چرا که خود وسیله ای برای پیشرفت و تکامل بشری است ، زیرا اگر انسان با نیروهای مخالف و بازدارنده از صراط مستقیم به مبارزه برخیزد ، مسلمآ در تربیت روح و روان و تکامل معنوی او تآثیر فوق العاده ای خواهد داشت . از سوی دیگر ، یکی از سنت های الهی (امتحان) است ، یدین معنا که اراده خدا بر این تعلق گرفته که همه بندگانش را انحای گوناگون بیازماید

( احسب الناس ان یترکوا و هم لا ینفقون ) (عنکبوت :2)(12)

خلقت شیطان هم خود وسیله ای برای آزمایش انسان هاست ، زیرا انسان با توجه به این مسآله سعی می کند با انواع مکر و حیله های او مبارزه کند و با کمک و استعداد از عقل و وحی الهی ، در برابر انواع توطیه ها و برنامه ها و نیرنگ های شیطان انس و جن مقاومت کند و تسلیم نشود و بدین وسیله به عالی رین مراتب کمال و سعادت انسانی نائل شود . بله او می تواند با اختیار خود ، اسیر شعارهای شیطانی و مغلوب هوی نفسانی خویش گشته ، به دانی ترین مراتب حیوانی سقوط کند . و معمولآ افراد بی ایمان نسبت به معاد این چنین هستند :

و لتصغی الیه افیده الذین لایومنون بالآخره و لیرضوه و لیقترفوا ما هم مقترفون (انعام :113)


نوشته شده در سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 06:08 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

سلام دوستان عزیز تاکنون 5 مورد از 12 مورد چگونه گناه نکنیم ؟ منتشر شده است . لطفا اگر به تازگی با عشق نوشته هایی برای خدا  آشنا شده اید عبارت چگونه گناه نکنیم ؟ را در جست و جو گر جست و جو کنید

در چگونه گناه نکنیم های پیشین برای جلوگیری از ارتکاب گناه ، دو راه اصلی را معرفی نمودیم :

1: الویت قرار دادن دشمن شناسی ، یعنی به این درک دست یابیم که شیطان دشمن آشکار ماست و راه های حمله او را بشناسیم و برای مقابله با آن مجهز به سلاح های لازم و متناسب گردیم .

2: سعی اصلی ما بر این باشد که در شرایط گناه قرار نگیریم و در صورتی که از روی جهل و غفلت مرتکب گناه شدیم ریال پس از توبه از انجام آن ، تمام اسباب و وسایلی که شرایط انجام فعل گناه را برای ما به وجود آورده از میان برداریم

در این شماره به برخی دیگر از راه های جلوگیری از ارتکاب گناه اشاره خواهیم کرد

اصل شناخت انواع گناه

یکی از دلایل اصلی انجام گناه این است که ما انواع گناه را نمی شناسیم و این عدم علم ف باعث حرکت ما به سمت فعل گناه می گردد

در توضیح باید گفت در قالب چند نوع دسته بندی قرار می گیرد :

گناه شیرین و غیر شیرین

گناهان کبیره و صغیره

حق الله ، حق النفس ، حق الناس

گناهان شیرین به چه نوع گناهانی می گویند ؟

گناهان شیرین گناهانی هستند که انسان برای دستیابی به یک لذت حرام مرتکب می شود . این لذت ها ریشه در ذات و غریضه انسانی دارند و خداوند برای پاسخ به آن ها مسیرهای حلال را فراهم کرده است . اما برخی از این مسیرها عدول کرده و سعی در پاسخ به غرایض و کسب این لذت ها از راه های حرام دارند . مانند گناه : زنا ، روزه خواری

گناهان غیر شیرین چه گناهانی هستند ؟

گناهان غیر شیرین گناهانی هستند که انجام آن ها هیچ گونه لذتی برای انسان به همراه ندارد اما نفس اماره فرد او را به انجام آن سوق می دهد . باید گفت برخورد خدا در مقابل ارتکاب گناه غیر شیرین محکم تر و سخت تر خواهد بود زیرا هیچ گونه کسب لذتی باعث ارتکاب فرد به این گناه نشده است ، بلکه تبعیت کامل از نفس و بندگیشیطان ، فرد را به سمت ارتکاب این گناه سوق داه است .

از این رو خداوند غیبت را گناهی غیر شیرین است بدتر از زنا که گناه شیرین است عنوان کرده است .

نکته لازم به ذکر این است که اکثر گناهان غیرشیرین که پاسخ کوبنده تری از سوی خداوند مواجه می شود ، حق الناس است مانند تهمت زدن ، غیبت کردن ، ظن گناه به کسی و ...

نکته تاسف برانگیز این است که برخی افراد آن چنان در گناهان غیرشیرین غوطه ور شده و به انجام آن ها عادت می کنند که به تدریج این گناه را برای خود به گناهی شیرین بدل کرده و از انجام آن لذت می برند

گناهان کبیره و صغیره

گناه کبیره معصیتی است که پرده دری و سرکشی بیشتری در مقابل حق تعالی دارند ریال از این رو مومن به واسطه ایمان قلبی و عملی که به خداوند دارد نباید مرتکب این گناهان شود . مانند : سحر ، یاس از رحمت الهی ، دروغ، اسراف ، زنا و ....



نوشته شده در سه شنبه 21 مهر 1394 ساعت 05:09 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


کد آهنگ - سیب سفید | سبزوار - شیشه دکوراتیو - رستوران - آموزشگاه - جشن تولد - سلامت - دکوراسیون مغازه - تک تاز بلاگ