تبلیغات
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> ❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤ - مطالب آبان 1394
❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤

بارالهــــــــا ... گاهی میان وسعت دستان خالی ام حس می كنم تمام دار و ندارم نگاه توست ...

روایت شده امام صادق (علیه السلام) این دعا را در شداید مى‌خواند، و لباس‌هایش را بالا زده و صدایش را

بلند مى‌كرد، و تضرّع نموده و بسیار مى‌گریست، و مى فرمود: 


اللَّهُمَّ لَوْ لاَ أَنْ أُلْقِیَ بِیَدِی وَ أُعِینَ عَلَى نَفْسِی وَ أُخَالِفَ كِتَابَكَ وَ قَدْ قُلْتَ: (ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ)(1) (فَإِنِّی

قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ)(2) لَمَا انْشَرَحَ قَلْبِی وَ لِسَانِی لِدُعَائِكَ وَ الطَّلَبِ مِنْكَ وَ قَدْ عَلِمْتَ مِنْ نَفْسِی

فِیَما بَیْنِی وَ بَیْنَكَ مَا عَرَفْتَ.

اللَّهُمَّ مَنْ أَعْظَمُ جُرْماً مِنِّی وَ قَدْ سَاوَرْتُ مَعْصِیَتَكَ الَّتِی زَجَرْتَنِی عَنْهَا بِنَهْیِكَ إِیَّایَ وَ كَاثَرْتُ الْعَظِیمَ مِنْهَا الَّتِی

أَوْجَبْتَ النَّارَ لِمَنْ عَمِلَهَا مِنْ خَلْقِكَ وَ كُلُّ ذَلِكَ عَلَى نَفْسِی جَنَیْتُ وَ إِیَّایَ أَوْبَقْتُ. إِلَهِی فَتَدَارَكْنِی بِرَحْمَتِكَ الَّتِی

بِهَا تَجْمَعُ الْخَیْرَاتِ لاَِوْلِیَائِكَ وَ بِهَا تَصْرِفُ السَّیِّئَاتِ عَنْ أَحِبَّائِكَ.

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ التَّوْبَةَ النَّصُوحَ فَاسْتَجِبْ دُعَائِی وَ ارْحَمْ عَبْرَتِی وَ أَقِلْنِی عَثْرَتِی. اللَّهُمَّ لَوْ لاَ رَجَائِی لِعَفْوِكَ

لَصَمَتُّ عَنِ الدُّعَاءِ، وَ لَكِنَّكَ عَلَى كُلِّ حَال یَا إِلَهِی غَایَةَ الطَّالِبِینَ وَ مُنْتَهَى رَغْبَةِ الرَّاغِبِینَ وَ اسْتَعَاذَةَ الْعَائِذِینَ.

اللَّهُمَّ فَأَنَا أَسْتَعِیذُكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ سُوءِ سَخَطِكَ وَ عِقَابِكَ وَ نَقِمَتِكَ وَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی وَ شَرِّ كُلِّ ذِی شَرّ وَ

أَسْتَغْفِرُكَ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ أَسْأَلُكَ الْغَنِیمَةَ فِیَما بَقِیَ مِنْ عُمُرِی بِالْعَافِیَةِ أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی وَ أَسْأَلُكَ الْفَوْزَ

بِالْجَنَّةِ وَ الرَّحْمَةَ إِذَا تَوَفَّیْتَنِی فَإِنَّكَ بِذَلِكَ لَطِیفٌ وَ عَلَیْهِ قَادِرٌ.

اللَّهُمَّ إِنِّی أَشْكُو إِلَیْكَ كُلَّ حَاجَة لاَ یُجِیرُنِی مِنْهَا إِلاَّ أَنْتَ یَا مَنْ هُوَ عُدَّتِی فِی كُلِّ عُسْر وَ یُسْر یَا مَنْ هُوَ حَسَنُ

الْبَلاَءِ عِنْدِی، یَا قَدِیمَ الْعَفْوِ عَنِّی إِنَّنِی لاَ أَرْجُو غَیْرَكَ وَ لاَ أَدْعُو سِوَاكَ إِذَا لَمْ تُجِبْنِی . اللَّهُمَّ فَلاَ تَحْرِمْنِی لِقِلَّةِ

شُكْرِی وَ لاَ تُؤْیِسْنِی لِكَثْرَةِ ذُنُوبِی فَإِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوَى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ .

إِلَهِی أَنَا مَنْ قَدْ عَرَفْتَ بِئْسَ الْعَبْدُ أَنَا وَ خَیْرُ الْمَوْلَى أَنْتَ فَیَا مَخْشِیَّ الاِنْتِقَامِ وَ یَا مَرْهُوبَ الْبَطْشِ یَا مَعْرُوفاً

بِالْمَعْرُوفِ إِنَّنِی لَیْسَ أَخَافُ مِنْكَ إِلاَّ عَدْلَكَ وَ لاَ أَرْجُو الْفَضْلَ وَ الْعَفْوَ إِلاَّ مِنْ عِنْدِكَ، وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ لاَ عَبْدَ لَكَ أَحَقُّ

بِاسْتِیجَابِ جَمِیعِ الْعُقُوبَةِ بِذُنُوبِهِ مِنِّی وَ لَكِنِّی وَسِعَنِی عَفْوُكَ وَ حِلْمُكَ وَ أَخَّرْتَنِی إِلَى الْیَوْمِ، فَلَیْتَ شِعْرِی یَا إِلَهِی

أَ لاَِزْدَادَ إِثْماً أَخَّرْتَنِی أَمْ لِیَتِمَّ لِی رَجَائِی مِنْكَ وَ یَتَحَقَّقَ حُسْنُ ظَنِّی بِكَ؟ فَأَمَّا بِعَمَلِی فَقَدْ أَعْلَمْتُكَ.

إِلَهِی إِنَّنِی مُسْتَحِقٌّ لِجَمِیعِ عُقُوبَتِكَ بِذُنُوبِی غَیْرَ أَنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ أَنْتَ بِی أَعْلَمُ مِنْ نَفْسِی وَ عِنْدَ أَرْحَمِ

الرَّاحِمِینَ رَجَاءُ الرَّحْمَةِ، فَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ لاَ تُشَوِّهْ خَلْقِی بِالنَّارِ وَ لاَ تَقْطَعْ عَصَبِی بِالنَّارِ یَا اللهُ وَ لاَ تَفْلِقْ قِحْفَ

رَأْسِی بِالنَّارِ یَا رَحْمَانُ وَ لاَ تُفَرِّقْ بَیْنَ أَوْصَالِی بِالنَّارِ یَا كَرِیمُ وَ لاَ تَهْشِمْ عِظَامِی بِالنَّارِ یَا عَفُوُّ وَ لاَ تَصِلْ شَیْئاً مِنْ

جَسَدِی بِالنَّارِ.

یَا رَحْمَانُ عَفْوَكَ عَفْوَكَ ثُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ، فَإِنَّهُ لاَ یَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ غَیْرُكَ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْء قَدِیرٌ، یَا مُحِیطاً

بِمَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَ الاَْرْضِ وَ مُدَبِّرَ أُمُورِهِمَا أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا أَصْلِحْ لِی دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی وَ أَصْلِحْ لِی نَفْسِی وَ مَالِی

وَ مَا خَوَّلْتَنِی، یَا اللهُ خَلِّصْنِی مِنَ الْخَطَایَا یَا اللهُ مُنَّ عَلَیَّ بِتَرْكِ الْخَطَایَا یَا رَحِیمُ تَحَنَّنْ عَلَیَّ بِفَضْلِكَ یَا عَفُوُّ تَفَضَّلْ

عَلَیَّ بِعَفْوِكَ یَا حَنَّانُ جُدْ عَلَیَّ بِسَعَةِ عَافِیَتِكَ یَا مَنَّانٌ امْنُنْ عَلَیَّ بِالْعِتْقِ مِنَ النَّارِ یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الاِْكْرَامِ أَوْجِبْ لِیَ

الْجَنَّةَ الَّتِی حَشْوُهَا رَحْمَتُكَ وَ سُكَّانُهَا مَلاَئِكَتُكَ یَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الاِْكْرَامِ أَكْرِمْنِی وَ لاَ تَجْعَلْ لاَِحَد مِنْ خَلْقِكَ عَلَیَّ

سَبِیلاً أَبَداً مَا أَبْقَیْتَنِی فَإِنَّهُ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِكَ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَیْء قَدِیرٌ سُبْحَانَكَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ رَبُّ الْعَرْشِ

الْعَظِیمِ لَكَ الاَْسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ أَنْتَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ و حاجت خویش را مى طلبى

 و آن چه شما خواندید


خدایا! اگر نبود این آیاتت، كه فرمودى: «بخوانید مرا تا اجابت كنم شما را»، و «من نزدیك هستم دعاى خواننده

را اجابت مى كنم هر گاه مرا بخواند»، اگر این گونه نبود، خود را هلاك كرده و جانم را نابود مى كردم و كتابت را

مخالفت مى نمودم، و قلب و زبانم به خواندن و حاجت خواستن از تو گشاده نمى گردد، و مى دانم آن چه

جانم در رفتار بین من و خودم انجام داده و تو بدان آگاهى.

خدایا! چه كسى از من گناهكارتر است، كار بدى كه با نهى كردنت مرا از آن باز داشتى را انجام دادم، و

مقادیر زیادى از آن ها را مرتكب شده ام، و تو براى كسى كه آن ها را انجام دهد آتش را مقدّر فرموده اى، و

تمامى این ها جنایت هایى بود كه علیه خود مرتكب شده بودم و خودم را به هلاكت انداخته ام، خدایا! آن را

جبران كن به رحمتى كه با آن نیكى ها را براى اولیائت جمع نموده، و بدان بدى ها را از دوستانت دور مى

سازى.

خداى! از تو توبه نصوح را خواستارم، پس دعایم را اجابت كن، و به اشكم رحم نما، و لغزشم را نادیده بگیر،

خدایا! اگر امیدم به عفوت نبود از دعا نمودم دست برمى داشتم، اما خدایا! تو در هر حال نهایت خواست

خواستاران، و نهایت رغبت رغبت كنندگان، و نهایت پناه بى پناهانى. خدایا! از خشمت و از بدى غضب و

مؤاخذه هایت، و از شرّ جانم، و از شرّ هر شرورى به تو پناه مى برم، و از تمامى گناهان طلب آمرزش دارم،

و در باقیمانده عمرم تا آن گاه كه زنده ام خواستار بهره بردن با سلامتى هستم، و رسیدن به بهشت و رحمت

پس از مرگ را خواستارم، به درستى كه تو براى این كار مهربان و بر آن توانایى. خدایا! به تو شكایت مى كنم

هر حاجتى را كه جز تو از آن مرا پناه نمى دهد، اى آن كه تو در هر سختى و آسانى توشه من مى باشى!

اى آن كه نزد من نیكو عطا كننده اى است! اى آن كه از گذشته بخشش او شامل حال من بوده! هر گاه پاسخ

مرا ندهى به درستى كه به غیر تو امید نداشته و جز تو را نمى خوانم. خدایا! پس به خاطر كمى شكرم

محرومم مكن، و به خاطر گناهان بسیار مأیوسم مساز، به درستى كه تو شایسته پرهیزكارى و بخشایشى.

خدایا! من كسى هستم كه مى دانم بد بنده اى بوده و تو خوب مولایى هستى، اى آن كه از انتقامش مى

ترسند! و اى آن كه از مؤاخذه اش مى هراسند! اى آن كه به كارهاى خوب و نیك شناخته شده است! به

درستى كه من جز از عدالتت نترسیده، و تنها از تو امید فضل و بخشش دارم، و من بنده تو هستم، و تو

بنده اى غیر از من ندارى كه در مقابل گناهانش سزاوار پذیرفتن تمام عقوبت ها باشد، لیكن عفو و بردبارى ات

شامل حالم گردیده و امروز نیز شامل حالم مى شود. خدایا! كاش مى دانستم علّت به تأخیر افتادن مرگم

چیست؟ آیا براى این كه گناهانم افزایش پیدا كند، یا امیدم از تو كامل شده و گمان نیكویم به تو محقّق گردد؟

امّا خدایا! در مقابل اعمالم به تو عرضه داشتم كه مستحقّ تمامى عقوبت ها هستم، جز آن كه تو مهربان

ترین مهربانانى، و آگاهى ات به من از خودم بیشتر است، نزد مهربان ترین مهربانان امید رحمت مى توان

داشت. پس اى مهربان ترین مهربانان! خلقتم را با آتش در هم مریز، و رگ هایم را با آتش قطع مكن، اى خدا!

اى مهربان! استخوان سرم را با آتش نشكاف، اى بزرگوار! بین اعضایم را با آتش جدایى مینداز، اى بخشنده!

استخوان هایم را با آتش خورد مكن، اى مهربان! چیزى از بدنم را در آتش قرار مده، خواستار بخششت هستم،

خواستار بخششت هستم، باز خواستار بخششت هستم، خواستار بخششت هستم، به درستى كه كسى

بر آن جز تو آگاه نیست، و تو بر هر كار توانایى. اى آن كه به حقایق آسمان ها و زمین آگاهى دارد، و امورشان

از آغاز تا انجامش را تدبیر كرده! دنیا و آخرتم را اصلاح گردان، و جان و مال و آن چه عطا كرده اى را برایم اصلاح

نما، اى خدا! مرا از خطاهاى خالى كن، اى خدا! به ترك خطاها بر من منّت گذار، اى مهربان! با فضلت بر من

مهربانى نما، اى بخشنده! به فضلت بر من تفضّل نما، اى مهربان! به گسترش تندرستى ات نسبت به من

جود و بخشش كن، اى منّت گذار، به آزادى از آتش به من منّت گذار، از صاحب جلالت و بزرگوارى! بهشت را

بر من واجب ساز، بهشتى كه داخلش رحمت تو و ساكنینش فرشتگانند.

اى صاحب جلالت و بزرگوارى! مرا گرامى دار، و تا آن گاه كه زنده هستم و تا ابد فردى را بر من مسلّط مكن،

به درستى كه نیرو و توانى جز تو نیست، و تو بر هر كار توانایى، پاك و منزّهى، معبودى جز تو نیست، كه

پروردگار عرش بزرگ است، نام هاى نیكو براى توست، و تو به ذات قلب ها آگاهى.

 

 


نوشته شده در جمعه 29 آبان 1394 ساعت 05:35 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
براى شفاى مریض هایى که پزشکان جواب کرده اند و امیدى به شفا نیست به رسول خدا صلوات الله علیه زیاد صلوات فرستادن دستور داده شده ، و بهتر است به این صورت باشد:

اللهم صل على محمد و آل محمد کما بارکت على ابراهیم

نوشته شده در پنجشنبه 28 آبان 1394 ساعت 12:17 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

صلوات جهت یک سال گناه

از حضرت صادق (ع) منقول است هر که در روز جمعه بعد از نماز صبح بگوید : « اَللّهُمَّ اجعَل صَلَواتُکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ وَ حَمَلَۀِ عَرشِکَ وَ جَمیعِ خَلقِکَ وَ سَمائِکَ وَ  اَرضِکَ وَ اَنبِیائِکَ وَ رُسُلِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ » تا یک سال هیچ گناهی بر او نوشته نشود. ( بحارالانوار  ج 89 ، ص 354 )

صلواتی که انسان را در یک هفته در امان نگه می دارد

از حضرت صادق (ع) در بحار جلد 90 صفحه 56 نقل شده است که هر کس بعد از نماز ظهر روز جمعه سه مرتبه بگوید : « اَللّهُمَّ اجعَل صَلَواتِکَ وَ صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ وَ رُسُلِکَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ » در امان است تا جمعه دیگر .


نوشته شده در سه شنبه 26 آبان 1394 ساعت 03:46 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
صلواتی که ثواب 10000 صلوات دارد
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ الْمَلَوانِ
 وَتَعاقَبَ الْعَصْرانِ وَ كَرَّ الْجَدیدانِ وَ اسْتَــقْــبَلَ الْفَرْقَدانِ
 وَ بَلِّغْ روحَهُ وَاَرْواحَ اَهْلِبَــیْـتِهِ مِنَّا التَّحِیَّةََ وَالسَّلامِ.

بار خدایا بر آقای ما حضرت محّمد و آلش درود فرست به عدد اختلاف رنگها و به عدد سپیده صبحها و زردی غروبهایی كه آمده و خواهد آمد و به عدد تكرار شب و روز و به تعداد ستاره هایی كه طلوع می كنند و به محضر روح پیامبر اكرم و ارواح طیبّه اهل بیت او از طرف ما درود و سلام برسان.

صلوات جهت پاک شدن از همه گناهان

و ابن بابویه از ابوحمزه روایت کرده است که از امام جعفر صادق (ع) پرسیدم که چگونه صلوات فرستم بر (محمد و آل محمد) ؟فرمود: که می‌گویید 

صَلَواتُ اللهِ وَ صَلَواتُ مَلائِکَتِهِ وَ أنْبِیائِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جَمیعِ خَلْقِهِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلامِ عَلَیْهِ وَ رَحَمهُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

عرض کردم چه خواهد بود ثواب آن؟ فرمودند : به خدا قسم از گناهان بیرون می‌آیی، مانند روزی که از مادر متولد شده ای.

صلوات جهت دوری از آتش جهنم

در کتاب ثواب الاعمال از حضرت صادق(ع) روایت شده که به صباح بن سیابه فرمودند:

میل داری به تو تعلیم نمایم چیزی راکه روی تو را از گرمی آتش جهنم نگه دارد. عرض کرد: بلی، فرمودند: بعد از نماز صبح صد مرتبه بگو :

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلَ مُحَمَّدٍ

که حق تعالی نگه می دارد روی تو را از گرمی جهنم.

 


نوشته شده در دوشنبه 25 آبان 1394 ساعت 07:08 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
صلوات، هنگام مصاحفه با مسلمانان
رسول خدا (ص) فرمودند: دو بنده که دوست یکدیگر باشند و برای خدا با هم مسافحه نمایند و بر من صلوات فرستند، پیش از آنکه از هم جدا شوند، خدا گناهان هر دو را می آمرزد


صلوات با دل و زبان
یکی از آداب فرستادن صلوات این است که دل با زبان موافقت نماید، به این معنا که از روی غفلت زبان را به گفتن صلوات حرکت ندهد
116

مانع غیبت
روزی یکی از اولیا به حضرت الیاس و حضرت خضر (ع) شکایت کرد که مردم زیاد غیبت می کنند و غیبت هم از گناهان کبیره است و هر چه آنها را نصحیت می کنم و آنها را منع از غیبت می کنم، به حرفم اعتنایی نمی کنند و آن عمل قبیح را ترک نمی کنند. چه کنم؟ حضرت الیاس (ع) فرمود: چاره این کار این است که وقتی وارد چنین مجلسی و دیدی غیبت می کنند، بگو
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
پروردگار، ملکی را بر اهل مجلس موکل می کند که هر وقت کسی خواست غیبت کند آن ملک جلوی این عمل زشت را می گیرد و نمی گذارد غیبت شود. سپس حضرت خضر (ع) فرمود: وقتی کسی در وقت بیرون رفتن از مجلس بگوید
بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد
حضرت حق ملکی را می فرستد تا نگذارد که اهل آن مجلس غیبت او را کنند

فریاد رسی صلوات در قبر
شبلی نقل نموده است: من همسایه ای داشتم که وفات نمود. او را خواب دیدم ،از او پرسیدم: خدا با تو چه کرد؟
گفت: ای شیخ! هول های بزرگ دیدم، و رنج های عظیم کشیدم. از آن جمله به وقت سوال منکر و نکیر، زبان من از کار باز ماند. با خود می گفتم :واویلاه، این عقوبت از کجا به من رسید؟ آخر، من مسلمان بودم و بر دین اسلام مُردم. آن دو فرشته با غضب از من جواب طلبیدند. ناگاه شخصی نیکو موی و خوش بوی آمد، میان من و ایشان حایل شد و مرا تلقین کرد تا جواب ایشان را به نحو خوب بدهم، از آن شخص پرسیدم: تو کیستی –خدا تو را رحمت کند– که من را از این غصه خلاصی دادی؟
گفت: من شخصی هستم که از صلواتی که تو بر پیغمبر (ص) فرستادی آفریده شده ام، و مامورم در هر وقت و هر جا که در مانی به فریاد تو رسم


نجات عبور از صراط

رسول خدا (ص) فرمودند: شب گذشته، عجیب خوابی دیدم. مردی از امت خود را دیدم که از صراط می گذشت و هر لحظه می لرزید، و در هر قدم می لغزید. پس دیدم صلواتی که بر من فرستاده بود، آمد و دست او را گرفت، و به سلامت او را از صراط گذرانید

نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) در قیامت
رسول خدا (ص) فرمودند: نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد


واجب شدن شفاعت

رسول خدا (ص) در وصیت خود به امیر مومنان علی (ع) فرمود: یا علی !هر کس بر من، هر روز و هر شب صلوات فرستد، شفاعتم بر او واجب می شود؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد


رفع عطش قیامت

خدا وحی کرد به حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام: ای موسی! دوست داری که عطش قیامت تو را در نیابد و در مواقف آن روز تشنه نباشی؟ عرض کرد: بلی ای پروردگار جهانیان. خطاب رسید: امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت ایمن باشی


نوشته شده در یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 06:47 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
میزان صلوات در قیامت
حضرت محمد (ص) فرمودند: روز قیامت، من پیش میزان اعمال هستم، یعنی که هر کس کفه سیئاتش (گناهانش) سنگین تر از کفه حسناتش (ثواب‌هایش) باشد، من صلوات‌هایی را که برایم فرستاده می آورم و در کفه حسناتش می گذارم تا آن که کفه حسناتش سنگین تر گردد.

دیدن بهشت با صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: هر کس هر روز هزار صلوات بر من بفرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند
شرکت ملائکه ها در مجالس صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند، به یکدیگر می گویند: فرود آییم. زمانی که پیاده می شوند، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند و در پایان به یکدیگر می گویند: خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید


خشنودی پیامبر (ص) از صلوات های زیاد
شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمی شد، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد. علت حضورش را پرسیدند، گفت: رسول خدا (ص) را در خواب دیدم و به من فرمود: برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات می فرستد و من از او خشنودم


گم کردن راه بهشت

رسول خدا (ص) فرمودند: مَن نَسَی الصَلاة عَلیَ اخطَا طَریقَ الجنَةِ
کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است


صلوات ناقص، چرا؟
رسول خدا (ص) فرمودند: بر من صلوات ناقص نفرستید، پرسیدند: صلوات ناقص کدام است؟ رسول خدا (ص) فرمودند: این که بگویید «اللهم صل علی محمد» این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند. صلوات کامل چنین است: «اللهم صل علی محمد و آل محمد»

نوشته شده در یکشنبه 24 آبان 1394 ساعت 06:46 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
تصویر متحرک صلوات

رسول خدا (ص) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته‌ای بر من صلوات بنویسد، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند


هر کس بر من، هر روز و هر شب صلوات فرستد، شفاعتم بر او واجب می شود؛ اگر چه گناهانش از گناهان بزرگ باشد...

نزدیک ترین افراد به پیامبر (ص) در قیامت
رسول خدا (ص) فرمودند: نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد

محاسبه ثواب صلوات
رسول خدا(ص) فرمودند: در معراج، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد (یعنی یک میلیون) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد. آن ملک گفت: من حساب دانه های قطرات باران را می دانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا می بارد. تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را می دانم، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم. رسول خدا (ص) فرمودند: چیست؟ عرض کرد :هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم

نوشتن صلوات
رسول خدا (ص) فرموند: هر کس در کتابی یا نوشته‌ای بر من صلوات بنویسد، تا زمانی که نام من در کتاب هست فرشتگان پیوسته برای او از درگاه حق طلب آمرزش می کنند


صلوات جهت حاجت

حضرت محمد (ص) فرمودند: صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت‌های شماست و خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.


آمرزش گناهان با صلوات
حضرت محمد (ص) فرمودند: هر کس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد، بر خدا لازم می شود که گناهان او را بیامرزد، در همان روز یا همان شب


نوشته شده در جمعه 22 آبان 1394 ساعت 06:20 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

کثرت تسبیحات

پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند :

یا علی ! سیدالاعمال ثلاث خصا : انصافک الناس من نفسک ، و مواساتک الاخ فی الله - عز و جل - و ذکرک الله - تبارک و تعالی - علی کل حال

ای علی ! سرور و سید اعمال سه خصلت است : رفتار منصفانه با مردم ، رعایت مواسات با برادران ایمانی و یاد خداوند در همه حال

( اصول کافی ، ج 5 ، ص 361)

توضیحات :

1: انصاف : یکی از سخت ترین کارها برای هر کسی داشتن انصاف در حق دیگران می باشد و دستیابی به آن ، زمینه کسب مراتب معنوی را فراهم می آورد . از این رو قضاوت منصفانه در خصوص مردم می تواند باعث دوری شیطان از ما شود

2: مواسات در حق برادر

معنا مواسات چیست ؟

بد خواستن برای دیگران : حسادت

آرزوی چیزهای خوب دیگران : غبطه خوردن

دادن داشته های خود به دیگران و گذشتن از خود برای دیگران : ایثار

چیزی را من دارم و تو نداری و نمی توانم به تو دهم اما چون تو نداری من هم مصرف نمی کنم مواسات

3: ذکر و یاد خداوند در هر حال :

ذکر خفی مانند لا اله الا الله : ذکر جلی مانند : استغفار و اذان و ذکر دیر حالی : یعنی در هر حال ذکر می گوییم حتی زمان غذا خوردن ، حتی خواب این زمانی است که ما حال ما به امضای امام زمان (عج) رسیده و مورد تایید ایشان می شود این در مواقعی است که با نیت کسب انرژی برای کار در راه امام زمان (عج) می خوابیم و یا غذا می خوریم در این صورت تمام مدت انجام این کار برای انجام دهنده آن ثواب محسوب شده و این معجزه همان نیت است

امام صادق (ع) فرمودند :

هر چیزی را حدی است که بدان پایان می پذیرد ، مگر ذکر و یاد خدا که برای آن حدی وجود ندارد مثال : خداوند نمازهای پنجگانه را واجب ساخت که به جا آوردن آن ها حد آن هاست . هم چنین روزه ماه رمضان را واجب کرد که روزه داری حد آن است همین طور حج را واجب کرد که روزه داری حد آن است . همین طور حج را واجب گردانید که گزاردن آن ، حد آن است جز یاد خدا که از آن به کم راضی نگشت و برایش حدی مقرر نفرمود : سپس حضرت آیه را تلاوت کرد : یا ایها الذین آمنوا اذکر و الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکره و اصیلا ، ای گروه مومنان ، خدای را بسیار یاد کنید و او را در بامدادان و شبانگاهان تسبیح نمایید

آن گاه فرمود : پدرم که درود خدا بر او باد خدای را بسیار یاد می کرد هنگامی که با او راه می رفتم او مشغول ذکر خدا بود با او غذا می خوردم او به یاد خدا بود با مردم سخن می گفت ولی هیچ گاه سخن گفتن ، او را از یاد خدا باز نمی داشت ، و من خود می دیدم که زبنش به کامش چسبیده و یک سره لا اله الا الله

بین الطلوعین ما را جمع می کرد و دستور می داد تا بر آمدن خورشید ذکر بگوییم و یاد خداوند باشیم هر یک از ما را که قرایت قرآن می دانست به تلاوت قرآن دستور می داد و کسی را که قرای قآن نمی دانست به ذکر و یاد خداوند امر می فرمود

( اصول کافی ، ج 5 ، ص 361 )

دایره طلایی ترک گناه

ترک یک گناه باعث آسان تر شدن گناه بعدی می شود ، زیرا وجدان بیدارتر شده و از درون به ما کمک می کند وقتی فردی هدایت را بخواهد یعنی یک قدم به سمت خداوند برود ، خدا ده قدم به سوی او می آید و او را هدایت می کند و ترک گناه بعدی آسان تر می شود و این باعث رشد تدریجی انسان می شود

صخره نوردی :

صخره نوردان موفق و حرفه ای ضمنحرکت در مسیر خود از میخ های مختلف برای محکم ساختن جای پای خود استفاده می کنند زیرا صخره نوردی که میخی نزند و یا میخ خود را محکم در جای مناسب ثابت نکند اگر پایش بلغزد سقوط کرده و به پایین می افتد اما صخره نوردی که میخ خای خود را محکم و درست کوبیده حتی اگر جایی از مسیر سقوط کند میخ قبلی او را نگه داشته و مانع مرگ او می شود

حرکت در مسیر ترک گناه و کسب فضایل اخلاقی نیز مانند صخره نوردی می باشد بدین معنا که وقتی سراغ کسب فضایل اخلاقی می رویم تا یک چیزی را محکم نکردیم نباید به سراغ کسب فضیلت بعدی رفت

اولین فضیلتی که باید با آن شروع کنیم نماز اول وقت می باشد و دومین آن احترام به والدین

علت شروع کسب فایل با نماز این آیه شریفه قرآن است :

ان الصلاه تنهی عن الفحشاء

امام زمان (عج) در همین زمینه می فرمایند : هیچ چیز مانند نماز ، بینی شیطان را به خاک نمی مالد

( بحار الانوار ، ج 53 ، ص 182 )

یعنی نماز سرآغاز تلاش ما برا دور شدن شیطان از ماست

اهل معنا ، بر این اعتقادند که برای کسب این فضایل باید نیت چهل روزه کرد و به تعبیری ( چله گرفت )

اگر دیدیم جای پای ما با یک چله محکم نشد ، چله دیگر بگیریم و این کار را تا جایی ادامه بدهیم که جای پای ما در انجام هر کدام از فضایل و ترک رذایل محکم شود و سپس به مرحله بعد حرکت کنیم



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 22 آبان 1394 ساعت 06:17 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

آدم (ع) یا ابراهیم (ع)؟

ابتدا باید از بنای ساختمان آغاز کرد. گرچه گفته معروف این است که ابراهیم (ع) معمار کعبه بوده اما در برخی روایات آمده​ حضرت آدم (ع) خانه کعبه را ساخته است. بنابر این روایات آغاز مراسم حج نیز به دوره حضرت آدم باز می‌گردد و نامگذاری برخی مناطق اطراف کعبه به نام‌های مربوط به دوران حضرت آدم چنین موضوعی را تائید می‌کند.

با فرض پذیرش این روایات باید گفت این خانه تا مدتی مورد توجه نبوده و با تجدید بنا از سوی حضرت ابراهیم (ع) مورد توجه جهانیان قرار گرفته است. این موضوع با آیات قرآن تناقض ندارد.

اولین تجدید بنای تاریخی

در روایات آمده ​مشکل حضرت ابراهیم با ساره، همسرش​ بر سر ازدواج با هاجر و تولد حضرت اسماعیل (ع)‌ باعث شد آنان همراه حضرت ابراهیم به منطقه حجاز بیایند.

موضوع آب پیدا کردن برای اسماعیل (ع) و دویدن هاجر هم که مشهور است و بعدها پایه عمل عبادی سعی صفا و مروه شده در همین سفر جای دارد. ظاهرا حضرت ابراهیم (ع) بعد از مدتی که به حجاز باز می‌گردد همراه پسر خود به بازسازی کعبه اقدام می‌کنند. دو بنای حجر اسماعیل و مقام ابراهیم در حیاط کعبه یادگار این دوران است.

جنگ ابابیل و ابرهه

می‌دانیم ​ در موارد متعددی به دلایلی چون بلایای طبیعی بویژه سیل و نیز حملات نظامی این خانه تخریب شده یا در معرض تخریب قرار داشته است.

یکی از قدیمی‌ترین این موارد داستان حمله​ سپاه ابرهه به مکه برای تخریب این خانه است. ظاهرا او برای جلب توجه مردم به سمت کلیسای خود یا برای برخی انتقامجویی‌های دینی قصد تخریب کعبه با فیل‌های خود را داشته است که از سوی پرنده‌های ریز نقشی به نام ابابیل مورد حمله قرار می‌گیرد و شکست او به عنوان یکی از مظاهر خدا در تاریخ و نیز در قرآن ثبت می‌شود.

شکستن بت‌ها​ و اذان بلال

فتح مکه در سال 8 بعد از هجرت یکی دیگر از وقایع تاریخی است که در خانه کعبه رخ داده است. بعد از این‌که سپاه اسلام توانست بدون خونریزی مکه را فتح کند، بلال، برده سابق مکیان و موذن امروز اسلام بر بام کعبه رفت و اذان گفت. از سوی دیگر پیامبر اکرم(ص) به همراه حضرت علی (ع) به درون کعبه رفتند و بت‌هایی را که مشرکان در درون خانه گذارده بودند، ویران کردند.چنین حادثه‌ای در کنار عفو عمومی که برای همه مشرکان حتی ابوسفیان سرکرده آنها صادر شد به عنوان نمادهایی از فتح مکه در خاطر تاریخ باقی مانده است.

وقتی کعبه را آتش زدند

حجاج بن یوسف، کسی که کمتر کسی در تاریخ اسلام از نظر جنایت به گرد پای او می‌رسد، در سال 73 هجری به مکه حمله کرد، کعبه را آتش زد و عبدالله بن زبیر را هم به دار آویخت. این حمله یکی از تبعات حمله پیشین یزید بود و به فرمان خلیفه وقت یعنی عبدالملک مروان انجام شد. ظاهرا حجاج بعد از تصرف مکه، تغییراتی را که زبیر در ساختمان کعبه انجام داده بود هم تغییر دادند. زبیر بخشی از حجر اسماعیل را به درون کعبه برده و در دیگری هم برای این بنا قرار داده بود.

ولادت علی (ع)

ولادت امام اول شیعیان معجزه‌ای است که در کعبه رخ داده است. زمانی که فاطمه بنت اسد، مادر حضرت علی (ع) از درد زایمان به خود می‌پیچد، به خانه کعبه پناه می‌برد. مردم ناگهان می‌بینند دیوار کعبه شکاف برداشته و ندایی فاطمه را به درون کعبه فرا می‌خواند. ظاهرا بعد از سه روز فاطمه بنت اسد همراه فرزند خود از درون همان شکاف به بیرون می‌آیند. این حادثه به عنوان یکی از فضایل حضرت علی (ع) در تاریخ ثبت شده است. ظاهرا اثر شکاف همچنان بر دیواره کعبه وجود دارد.

حجرالاسود را به شهر خودمان می‎بریم!

یکی دیگر از وقایع شگفت تاریخی در زمان قرامطه اتفاق افتاد. ظاهرا در سال 317 این شهر به دست قرامطه می‌افتد که فرقه‌ای از اسماعیلیه بودند. آنان در اقدامی شگفت، حجرالاسود را از محل خود برداشته و به سرزمین خودشان در اطراف احسا و بحرین کنونی بردند. حجرالاسود بعد از 22 سال به محل قبلی خود بازگشت. البته حجرالاسود در زمان دیگری هم خبرساز شد. وقتی سران طوایف مکه برای گذاشتن حجر بر جای خود، بعد از بازسازی کعبه​ اختلاف داشتند رسول اکرم (ص) که در آن هنگام با نام محمد امین شناخته می‌شد، اختلاف را با کاری جمعی از بین برد.

آخرین جنایت یزید

در سال 62 هجری وقتی اهل مدینه بعد از سرکوب خونین نهضت امام حسین (ع) برخاستند و اعتراض کردند سپاه یزید فاجعه عظیمی آفرید.

این سپاه وقتی دید عبدالله بن زبیر رهبر شورش است و مکه را به تصرف خویش درآورده است بعد از خلق واقعه ننگین حره در مدینه به مکه حمله کرد و کعبه و مسجد الحرام را تخریب کرد. ظاهرا با رسیدن خبر مرگ یزید، سپاه به شام بازگشت، اما نزدیک به ده سال بعد باز هم چنین واقعه‌ای تکرار شد.

تسلط وهابیون؛ آغاز توسعه افسارگسیخته

تسلط وهابیون بر مکه از دیگر وقایع مهم است. در سال 1924 بود که سپاه سعودی برای همه گیر کردن اندیشه وهابی به مکه حمله کردند. حاکم مکه بدون دفاع از شهر از مکه خارج شد و مکه به دست وهابیون افتاد. آنها حدود یک سال بعد مدینه را هم تصرف کردند. در حمله وهابیون به مکه اتفاق خاصی برای کعبه نیفتاد، اما آنچه بعد از گذر سال‌ها واضح است، تاثیر فرهنگ و اندیشه وهابی بر توسعه حرم مکی است به نوعی که باعث انتقاد بسیاری از علما و حتی مهندسان شده که چرا چنین طرح‌های بی‌منطقی در اطراف این بنای شریف صورت می‌گیرد.

گروگانگیری خونین

در زمان حکومت وهابیون حادثه تاریخی دیگری هم در شهر مکه و به طور مشخص در محوطه کعبه اتفاق افتاد. در سال 1358 شمسی یک گروه بنیادگرا با ادعای این‌که یکی از رهبران آنها همان حجت موعود جهانیان است، ​ هنگام نماز در مسجدالحرام دست به اسلحه بردند، عده‌ای را گروگان گرفتند و حدود دو هفته هم مسجد را در اختیار خود داشتند. بعد از دو هفته با همکاری تعدادی از کشورها و با کشته شدن نزدیک به 127 نفر از گروگان‌ها و 117 نفر از گروگانگیران ماجرا خاتمه یافت. حدود 70 گروگانگیر هم پس از این ماجرا به اعدام محکوم شدند.

ظهور حجت(عج)

به اعتقاد شیعیان حادثه مهم دیگری هم در کعبه اتفاق خواهد افتاد. بنابه روایات احتمالا حضرت مهدی (عج) از کنار خانه کعبه ندای ظهور خود را سر خواهد داد و از این شهر قیام تاریخی خود را شروع خواهندکرد.گفته می‌شود ​چنین حادثه‌ای در روز جمعه رخ خواهد داد. هر چه باشد روشن است​کعبه تنها یک ساختمان نیست. علاوه بر یک بنای عبادی بودن و نمادی از معنویت و خدایی شدن، کعبه وقایع تاریخی زیادی را پشت سر گذاشته و خواهد گذاشت.



نوشته شده در سه شنبه 19 آبان 1394 ساعت 06:10 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
ریشه خودنمایی برخی زنان تفاخر و خودنمایی‌های مالی است. دوست دارند دیگران شاهد برخورداری‌های مالی‌ آنها باشند و تفاوتی نخواهد بود كه بیننده زن باشد یا مرد. به همین منظور النگوهای خود را به نمایش می‌گذارند و حلقه یا گردنبند گران‌قیمت خود را در معرض دید دیگران قرار می‌دهند و لباس‌های فاخر به تن می‌كنند. آنها ارزش خود را به طلا و جواهرات می‌دانند و این به معنای آن است كه ارزش الهی و انسانی خود را در حد طلای دنیا پایین آورده‌اند و برخی خود را در طلا خلاصه كرده‌اند.
شیطان همه را به یك راه منحرف نمی‌سازد بلكه هر كسی را با توجه به برخورداری‌ها و نوع هوسی كه دارد از راه خدا دور می‌كند.
چنین زنانی باید اندیشه كنند كه این‌گونه فخر كردن‌های مالی همراه با جاذبه‌های زنانه، تمایلات نامحرمان را برمی‌انگیزد و چه بسا موجودیت مالی آنها را طعمه دیگران سازد. بینش چنین زنانی بسیار سطحی و ظاهر بینانه است. اگر آگاه شوند كه انسان خلیفه خداست و می‌تواند ارزشی برتر از ملایك داشته باشد، روحیه و عملكرد آنها عوض می‌شود و دیگر حاضر نخواهند بود برای یك لحظه خود و دارایی خویش را وسیله معصیت خود و غفلت مردان جامعه كنند.

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان 1394 ساعت 05:46 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
مورد از علل بدحجابی شامل " كسب موقعیت، ضعف ایمان، دگرآزاری، غربزدگی، زیبایی‌طلبی و ازدواج " هست . 5 علت دیگرهم وجود دارد که در این مقاله بیان و شرح می دهیم :
1ـ ضعف حیا
ضعف این صفت از سستی اعتقاد به مبدأ و معاد سرچشمه می‌گیرد و بی‌حجابی از مصادیق بارز بی‌حیایی است كه از ضعف ایمان ناشی می‌شود.
امام صادق(ع) فرموده است: ایمان ندارد كسی كه حیا ندارد. (1)
پیامبر اكرم(ص) فرموده است: خدا حیا و پوشیدگی بندگانش را دوست دارد.(2)
پوشش و حیا تفكیك ناپذیرند و تا جلوه‌ای از حیا در زنی وجود داشته باشد، پوشش او نیز با جدیت مراعات می‌شود.
زنان با حیا كسانی هستند كه با پوشش كامل خود از نمایش بدن، موهای سر و زینت‌های خود شرم می‌ورزند. پاكی قلب زنان خودنما به سخن ستمكاری شبیه است كه لاف ترحم سر می دهد. زنانی كه اسرار زیبایی‌های جسمانی خود را به نمایش گذارده‌اند ، پرده بین خود و خدا را دریده‌اند. كامیاب كردن چشم‌های گرسنه نامحرمان كم‌ترین ساز شی با پاكی و نجابت ندارد و عفیف‌بودن زن بدحجاب از القائات بی‌اعتبار شیطان است. بدحجابی از آفات پاكدامنی به شمار می‌رود و اساساً زنان پاكدامنی كه از موقعیت سالم روحی برخوردارند از گناهان جنسی پرهیز دارند و بی‌حجابی یك انحراف جنسی است.
امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: كسی كه پاكدامنی پیشه كند ، گناهانش كم و در نزد خدا منزلتی عظیم دارد.(3)
بی‌حیایی زنان و دختران جوان غالباً از دوستان بی‌حیا، فیلم‌های مبتذل، جهل به ارزش والای عفت و حیا و فرهنگ اقوام و خانواده به‌ویژه روحیه مادر و پدر سرچشمه می‌گیرد .
مسایل اخلاقی و تربیتی از ظرافتی خاص برخوردارند و از پایین‌ترین سنین عمر كودك شكل می‌گیرند. این اشتباه بزرگ است كه به مسایل تربیتی مربوط به شرم و حیای دختران تا 9 سالگی توجه نشود آن‌گاه با رسیدن زمان تكلیف از آنها خواسته شود تا یكباره در خود انقلاب كنند و مسیر چند ساله خود را عوض كنند. امور تربیتی انقلاب‌بردار نیست بلكه حقایقی هستند كه باید به تدریج شكل گیرند. حجاب یك فرهنگ است كه از سالیان قبل از تكلیف باید مورد توجه و ممارست قرار گیرد.
در هر صورت از جمله ریشه‌ها و مبانی خودنمایی و بدحجابی زنان ضعف صفت ارزشمند حیا است. صفتی كه وجود آن به زن ارزشی بزرگ می‌بخشد و فقدان آن او را از خاك پست‌تر می‌سازد.

نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان 1394 ساعت 05:44 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
چنان كه «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویون چنین نقل می‌كند :
1ـ جلباب عبارت است از پیراهن و یك جامه‌ی گشاد و کوچک‌تر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) كه زن به وسیله آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ .
2ـ جلباب جامه‌ای است كه چارقد بزرگ‌تر و از عبا کوچک‌تر كه زن به وسیله آن سر و سینه‌ خود را می‌پوشاند.
گذشته از این با توجه به شأن نزول آیه‌، و دستور پوشیدن زینت‌ها و پوشاندن حجم بدن تنها با چادر و امثال آن ممكن است. پس می‌توان گفت: غیر مستقیم از چادر اسم برده شده است.
اگر بپذیریم اسمی از چادر برده نشده است، رازش این است كه قرآن كتاب قانون است و بنا است برای همیشه، برای عموم بشریت به عنوان قانون باقی بماند.
پس یكی از اصول این است كه سر و سینه و بدن را بپوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، یا چادر عربی است. مهم حفظ بدن از نامحرم است
چنان كه در مجموع آیات حجاب به نكات كلی اشاره شده است مانند :
1ـ فروبستن چشم از نگاه هوس آلود 2ـ حفظ عفت دامن 3ـ زینت را ظاهر نكردن 4ـ سر و سینه را پوشاندن (با هر وسیله‌ای كه می‌‌تواند) 5ـ صدای زیور آلات را ظاهر نكردن 6 - به گونه‌ای هوس انگیز سخن نگفتن 7ـ در خانه ماندن و در میان مردم خیلی ظاهر نشدن و...
پس یكی از اصول این است كه سر و سینه و بدن را بپوشاند، حالا با چادر، با مقنعه و مانتوی بلند، یا چادر عربی است.
مهم حفظ بدن از نامحرم است. بلی در كشورهای ایران، و عراق و بعضی از قسمت‌های دیگر، فرهنگ چادر و یا چادر عربی به عنوان بهترین حجاب شناخته شده است و علمای ما هم بالاتفاق این مسئله را تایید می‌كنند كه بهترین حجاب در این زمان چادر است.
زنانی كه از چادر و یا مانتوی شبیه به چادر استفاده نمی‌كنند، بسیار زمینه‌های گناه برای خود و دیگران فراهم می‌نمایند و همچنان حكم عقل بر احتیاط در همه اعمال دینی است و احتیاط در حفظ جهات، چادر است و نه غیر از آن
در روایت آمده است كه «مرد نابینایی از حضرت فاطمه (علیها‌السلام) اجازه ورود خواست حضرت خود را پوشاند (و چادر به سر كردند) سپس اجازه‌ی ورود دادند، پیامبر (ص) كه همراه آن مرد بود، پرسید: چرا خود را پوشاندی (و چادر سر كردی) او كه تو را نمی‌بیند؟! عرض كرد: پدر اگر او مرا نمی‌بیند من كه او را می‌بینم علاوه بر این او بو را استشمام می‌كند پیامبر فرمود: گواهی می‌دهم كه تو پاره‌ی تن من هستی.
بنابراین اولاً نمی‌توان قاطعانه گفت در قرآن از چادر اسمی نبرده است چون «جلباب» را بعضی به معنای همان چادر و ملحفه‌ بلند گرفته‌اند و ثانیاً در قرآن بنا نیست همه‌ی جزئیات بیان شود مسائل حجاب در روایات و فتاوای علما به خوبی بیان شده است.
در حجاب حداقلی بعد ظاهری و فیزیکی آن بحث خمار است. یعنی زن مسلمان در هر جای دنیا می‌تواند به شکلی که زن‌های پاک‌دامن و عفیف آن منطقه لباس می‌پوشند، درآید. البته با حفظ دستورات قرآن یعنی افزودن مکمل‌هایی به آن به گونه‌ای که کل بدن بجز گردی صورت و دست‌ها تا مچ پوشیده باشد. در حجاب حداکثری ، که رتبه اول حجاب است کلید واژه جلباب را داریم. لغت‌شناسان می‌گویند کلمه جلباب در خودش رنگ سیاه را دارد. بنابراین رنگ مشکی در جایگاه خود، - در حضور اجتماعی زنان - اولویت پیدا می‌کند
زنانی كه از چادر و یا مانتوی شبیه به چادر استفاده نمی‌كنند، بسیار زمینه‌های گناه برای خود و دیگران فراهم می‌نمایند و همچنان حكم عقل بر احتیاط در همه اعمال دینی است و احتیاط در حفظ جهات، چادر است و نه غیر از آن.

نوشته شده در شنبه 9 آبان 1394 ساعت 01:06 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

اول؛ قرآن می‌فرماید:

«و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ»؛

یعنی به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو گیرند (از نگاه هوس آلوده) و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را به جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه‌ی خود افكنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشكار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) ... و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.

خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت كه در آیات فوق خصوصاً «آیه‌ 59، سوری احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یك احتمال این است كه «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد

«یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»

در این آیه آمده است ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها، روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر (خود را بر بدن خویش فرو افكنند این كار برای آن كه شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت كه در آیات فوق خصوصاً «آیه‌ 59، سوری احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یك احتمال این است كه «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد.

جلباب جامه‌ای است كه چارقد بزرگ‌تر و از عبا کوچک‌تر كه زن به وسیله آن سر و سینه‌ خود را می‌پوشاند


نوشته شده در جمعه 8 آبان 1394 ساعت 05:45 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

negah_Www.Shabhayetanhayi.ir

حجاب در اصطلاح بیشتر درمورد پوشش زن به کار می رود که به این معنا ( پرده ) یعنی در پشت پرده بودن زن ، آن چه امروز از کلمه ی حجاب برداشت می شود کمی متفاوت تر از کاربرد آن در گذشته است . امروزه حجاب یعنی پوشش برای زنان ، شاید به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن باشد ، به گفته مرحوم شهید مطهری (ره) معنای صطلاحی حجاب بیشتر در عصر ما پیدا شده است ، اما فقهادر کتب فقهی از واژه " ستر" به معنای پوشش استفاده می کنند و کمتر از کلمه حجاب به معنای حجاب استفاده می نمایند

نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان 1394 ساعت 03:32 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


قبل از هرچیزی باید بدانیم حجاب چیست ؟

حجاب از نظر لغوی یعنی پنهان کردن . این معنا در کتاب های ((لسان العرب )) ،  المنجمد و  ((الراید)) آمده است و در کتاب های مذکور ، به پرده و حایل میان دو چیز معنا شده است .

در (( قاموس قرآن )) و ((فرهنگ لغات قرآن )) حجاب به معنای ((پرده )) به کاربرده شده است .

در قرآن واژه ی حجاب هفت مرتبه و در سوره های مریم ، اسراء ، شوراء ، فصلتف ، ص ، اعراف و احزاب به ترتیب آیات 52،45،31،4،50،44،16 ذکر شده که در همه موارد حجاب به پرده و حایل معنا شده است

برای مثال :

( من بیننا و بینک حجاب ) 1

میان ما و تو حجابی وجود دارد

( و اذا سالتمو هن متاعا هن من وراء حجاب ) 2

و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی از همسران و پیامبران می خواهید از پشت پرده بخواهید

 1. فصلت ، 4

2. احزاب ، 52




نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان 1394 ساعت 03:11 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


کد آهنگ - سیب سفید | سبزوار - شیشه دکوراتیو - رستوران - آموزشگاه - جشن تولد - سلامت - دکوراسیون مغازه - تک تاز بلاگ