تبلیغات
"http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> ❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤ - مطالب مرگ
❤ ❤عشق نـפּـشتـہ هایۓ براۓ خدا ❤ ❤

بارالهــــــــا ... گاهی میان وسعت دستان خالی ام حس می كنم تمام دار و ندارم نگاه توست ...



Image result for ‫خرما‬‎


قطعا ما می توانیم برای اموات اعمال خیری انجام دهیم که برای آنها هدیه ای عالی است:

از پیامبر(ص) نقل شده است: مردگانتان را كه در قبرها آرمیده ‏اند از یاد نبرید. مردگان شما امید احسان شما را دارند. مردگان شما زندانى هستند و به كارهاى نیك شما رغبت دارند. آنها خود، قدرت انجام كارى ندارند، شما صدقه و دعائى به آنها هدیه كنید.[۱]



ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 11 دی 1395 ساعت 04:56 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
بعضی از اعمالی که در میان مردم رایج است و عده بی‌شماری به انجام آنها اهتمام می‌ورزند بعضاً به تصور اینکه آن عمل صحیح است انجام می‌دهند اما در حالی که از شیوه درست آن غافل هستند، از این رو بر آن شدیم تا مواردی را که شیوع بیشتری در جامعه دارد از کتاب «عمل‌های اشتباه، پاسخ‌های صحیح» اثر حجت‌الاسلام علی سنجرانی برای علاقه‌مندان ذکر کنیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 10 دی 1395 ساعت 02:42 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
Image result for ‫عزراییل‬‎





عزرائیل یا ملک الموت، واژه‌هایی که شنیدن نامشان به خودی خود انسان را به یاد خداوند، لحظه‌ مرگ و حضور فرشته الهی بر بالین میت می‌اندازد و القا کننده روزی است که فرد دیگر نمی‌تواند به دارایی‌، فرزندان و اصل و نسب خود تکیه کرده و از اندوخته‌ دنیوی خود بهره‌ای ببرد. واژه‌ عزرائیل در ذهن هر فرد القا کننده قطع ارتباط با دنیای مادی و تحمل درد و رنج جان دادن و قبض روح برای گذر از سرای دنیا به سوی جهان آخرت است.


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 10 دی 1395 ساعت 02:32 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
Image result for ‫عزراییل‬‎


هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق مى کند. براى خوبان و صالحان طبیب حاذق و براى مشرکان و کسانى که در عمرشان عمل خیرى انجام نداده اند، بدترین شکل و هیبت مى باشد. براى کسانى که عمل نیک و شایسته انجام مى دهند، عمل صالح او واسطه خیر مى گردد تا جسم معذّب مریض مؤمن را در مقابل امراض جسمى نجات دهد. و به آن درجه و مکانى که خداوند در قرآن اش بشارت داده هدایت کند.



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 10 دی 1395 ساعت 02:29 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
Image result for ‫مرگ چیست ؟‬‎

مردم! شما را به یاد آورى مرگ، سفارش مى‏کنم، از مرگ کمتر غفلت کنید، چگونه مرگ را فراموش مى‏کنید در حالى که او شما را فراموش نمى‏کند؟ و چگونه طمع مى‏ورزید در حالى که به شما مهلت نمى‏دهد؟ مرگ گذشتگان براى عبرت شما کافى است، آنها را به گورشان حمل مى‏کردند، بى آن که بر مرکبى سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بى آن که خود فرود آیند.( نهج البلاغه ترجمه دشتی/ خطبه ۱۸۸) و مرگ آینده دور یا نزدیکی است که در نهایت با آن مواجه خواهیم شد.





ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 10 دی 1395 ساعت 02:27 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

در رابطه با قبض روح گفتنی است كه مرگ یعنى انتقال از جهان جسمانى و عالم مادى به عالم برزخ (معاد استاد مطهرى ـ انتشارات صدار، ص 53 ـ 35).

اما اینكه در لحظه مرگ حضرت عزرائیل براى قبض روح حاضر مى‏شود، امر مسلمى نیست. بلكه ظاهر قرآنى خلاف آن است. زیرا در قرآن چهار دسته آیات به مرگ اشاره دارد:

دسته اول آیاتى كه مرگ را مستقیما به خدا نسبت مى‏دهند: «الله یتوفى الانفس حین موتها؛ خدا جان را در زمانه مدت آن مى‏گیرد»، (زمر / 42).

دسته دوم آیاتى كه مرگ را به حضرت عزرائیل ـ ملك الموت ـ نسبت مى‏دهد: «قل یتوفاكم ملك الموت الذى وكل بكم؛ بگو جان شما را فرستنده مرگ كه بر شما وكیل است، مى‏گیرد»، (سجده / 11).

دسته سوم آیاتى كه مرگ را به فرستادگان الهى نسبت مى‏دهد: «توفّته رسلنا؛ جان او را فرستادگان ما مى‏گیرد»، (انعام / 61).

دسته چهارم آیاتى كه مرگ را به فرشتگان الهى نسبت مى‏دهد: آیات 28 و 32 سوره نحل و 97 سوره نساء.
دلیل این اختلاف نسبت‏ها این است كه مراتب و اسباب مرگ مختلف است. ملائكه (یا همان فرستادگان الهى)

علت نزدیكتر و سبب قریب مرگ هستند كه مأمور از طرف ملك‏الموت هستند. و حضرت عزرائیل ما فوق آنها و فرمانده آنهاست كه او نیز، مستقیما از خدا دستور مى‏گیرد و به ملائكه دستور مى‏دهد. خلاصه اینكه

فرمانده اصلى خداست و فرمانده میانى حضرت عزرائیل و اقدام كننده ملائكه هستند، (المیزان، ج 16، ص 376 و تفسیر نمونه، ج 17، ص 140 ـ 139).

پس در نتیجه می توان گفت كه گرفتن ارواح به دست یك فرشته معین نیست بلكه فرشتگانی هستند كه این وظیفه را به عهده دارند و مأمور انتقال ارواح آدمیان از این جهان به جهان دیگرند، چنان كه در قرآن می خوانیم «هنگامی كه زمان مرگ یكی از شما برسد، فرستادگان ما روح او را قبض می كنند»(انعام، آیه 61).


پس این پرسش حل می شود كه چگونه یك فرشته در آن واحد همه جا حضور می یابد و صدها انسان را قبض روح می كند، جواب این است كه یك فرشته نیست بلكه فرشتگان متعددی عمل قبض روح را انجام می دهد.

از این گذشته بر فرض كه فقط عزرائیل و یك فرشته باشد باز مشكلی ایجاد نمی شود زیرا تجرد وجودی او ایجاب می كند كه دائره نفوذ عملش فوق العاده وسیع باشد زیرا یك وجود مجرد از ماده می تواند احاطه وسیعی نسبت به جهان ماده داشته باشد همان طور كه در حدیثی از امام صادق(ع) درباره فرشته مرگ می خوانیم:

«این جهان و آنچه در آن است با تسلط و احاطه ای كه خداوند به من بخشیده در نزد من همچون سكه ای است كه در دست انسانی باشد كه هر گونه بخواهد آن را می چرخاند»(تفسیر برهان، ج 2، ص 391 و تفسیر نمونه، ج 4، ص 86).

مرگ (موت) یعنی انتقال از نشئه ملك (دنیا) به نشئه ملكوت (برزخ). لذا مرگ عبارت است از

حیات ثانوی ملكوتی و از این رو امری وجودی است و مخلوق ذات حق است. نطفه انسان در رحم مادر

شروع به حركت جوهری كرده و مرحله به مرحله مراتب وجودی خود را طی می كند تا سرانجام به مرتبه نفس

می رسد (تبدیل به جنین زنده می شود) و نفس مراه با سیر جوهری بدن درجات تجرد را طی می كند و هر

چه پیش می رود از جنبه مادی آن كاسته می شود اعضاء فرسوده می شوند و جنبه ملكوتی آن قوی تر می شود تا

جایی كه نفس به استقلال می رسد و از قید طبیعت و بدن رها می شود و این یعنی مرگ. فلذا مرگ از همان

روز اول حیات طبیعی، به تدریج شروع می شود و مرحله به مرحله ما را به سوی برزخ پیش می برد و در تمام

این مدت عمال و قوای عزائیل(ع) (فرشتگانی كه شئونات وجودی و قوای وجودی و لشكریان عزرائیل(

ع) هستند) دست در كار بوده اند و این حركت جوهری به سمت برزخ را هدایت می كرده اند تا برسد به

آخرین لحظه، كه آن پیوند آخرین را هم با عالم ماده قطع می كنند و رح از عالم ماده به كلی گرفته می شود.

اگر این حركت جوهری تا آخر ادامه یافت و تمام استعدادهای بدن به فعلیت رسید دیگر محال است روح لحظه ای

با بدن بماند و مرگ در این حالت حتمی است لذا چنین مرگی را «موت طبیعی یا اجل حتمی» می نامند كه نه

لحظه ای پیش می افتد و نه لحظه پس می افتد. ولی اگر قبل از اتمام حركت جوهری بدن، بدن با مشكلی مواجه

شود و از كار بیفتد مثلا در اثر مریضی یا تصادف و ... در آن صورت نفس به ناچار بدن را رها خواهد

كرد. و چنین مرگی را «موت اخترامی یا اجل معلق» گویند و اگر طبیب بتواند بدن را تعمیر كند یا با

اعجاز و كرامت بدن دوباره تعمیر شود روح به بدن باز خواد گشت و به تكامل خود ادامه خواهد داد. اكثر

مردم، در واقع با این مرگ از دنیا می روند.
حضرت عزرائیل(ع) یك حقیقت مجرد تام است كه در هر عالمی شأنی دارد و هر شأنی مظاهری فراوان

دارد كه از این مظاهر تعبیر به فرشتگان تحت فرمان عزرائیل می شود. نسبت این عمال به جناب عزارئیل

مثل نسبت عقل و خیال و بینایی و شنوایی و ... است به روح. یعنی همان طور كه این قوا با هم فرق

دارند ولی همگی مراتب و ظهورات یك روح هستند. این فرشتگان نیز ظهورات و تجلیات جناب عزارئیلند و او

در هر عالمی و هر بدنی مظاهری دارد كه لحظه به لحظه نزع روح می كنند و روح را به سمت برزخ سوق می

دهند تا زمانی كه روح از عالم ماده به كلی جدا گردد. در عالم برزخ نیز مظاهری برای عزرائیل است كه انها

نیز موجودات برزخی را نزع روح می كنند. و آخرین مرحله نزع روح مستقیما به عهده حقیقت عزرائیل است

و چنین قبض روحی مختص انسان هایی است كه روح آنها تا آن مرحله و تا جنب عزرائیل ترقی كرده باشد.

خود عزرائیل و موجود عقلی نیز توسط برخی مراتب اسماء الهی مثل اسم قاهر و مالك نزع می شوند و این كه در

ایات گاه قبض روح به خدا نسبت داده می شود و گاه به عزرائیل و گاه به فرشتگان به این سبب است.پس این یك توهم است كه خیال كنیم عزرائیل یا یكی از ملائك منتظر ساعت مشخصی می مانند وسر آن ساعت

برای قبض روح می آیند. بلكه فرشتگان شئونات وجود عزرائیل هستند كه از بدو خلقت حركت جوهری ما را

تدبیر می كنند و روح را به سمت حیات برزخی به پیش می برند. كما این كه قوای جبرئیلی هر لحظه به ما

الهام خیر می كنند و چراغ عقل و فطرت و و جدان ما از این الهای پی در پی روشن است.
برای مطالعه بیشتر ر.ك:
- معاد از دیدگاه امام خمینی(ره)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چ دوم، 1378 هـ ش،


نوشته شده در دوشنبه 20 مهر 1394 ساعت 11:32 ق.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |
داستانی بسیار زیبا و جذاب و البته آموزنده از حضرت عزرائیل با پیامبرخدا(ص)

روزی رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) نشسته بود. حضرت عزراییل(ع) به زیارت آن حضرت آمد.

پیامبر(صلّی الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسانها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

جناب عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:

یکی اینکه روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن، یک کشتی را در هم شکست. همه سرنشینان کشتی غرق شدند. تنها یک زن حامله نجات یافت. او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره‌‌ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد. من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم. دلم به حال آن پسر سوخت.

دوم اینکه هنگامی که «شداد بن عاد» سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود، وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم.

آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد.

دلم به حال او سوخت، بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر(صلّی الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می‌‌رساند و می‌‌فرماید: به عظمت و جلالم سوگند! «شداد بن عاد» همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره‌‌ی دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم. در عین حال کفران نعمت کرد و خودبینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت.

سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می‌‌دهیم ولی آنها را رها نمی‌‌کنیم.


نوشته شده در یکشنبه 19 مهر 1394 ساعت 06:10 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

ملائک به دو دسته کلی تقسیم می شوند :

دسته اول : همان موجودات عالم عقول می باشند که از داشتن هرگونه شکل و رنگ و اندازه ای منزه می باشند ، این ملائک یا عقول مجرده را ملائک عظام و ملائک مقرب می گویند که بر عوالم پایین تر از خود سلطه و احاطه دارند . حضرات جبرئیل ، اسرافیل ، میکائیل علیهم السلام از مشهورترین ملائک این عالم می باشند .

اما دسته دوم از ملائک ، فرشتگان ساکن عالم مثال یا ملکوت سلفی می باشند که منزه از ماده و حرکت و زمان هستد ولی از محدودیت هایی چونرنگ و شکا و اندازه منزه نیستند .

البته باید توجه داشت که فرشتگان مقرب نیز می توانند ، در عین حضور در عالم جبروت ف در این عالم تنزل نموده به صورت موجود مثالی ظاهر شوند . همچنین ملائک هر دو عالم این توانایی را دارند که در ظرف خیال انسان متمثل گشته و خود را در معرض مشاهده ی او قرار دهند

بنابر روایات ملک الموت برای هرکس متناسب با درجه ایمانی یا درجه کفر او زیبا یا بد منظر ظاهر شده و به آسانی یا سختی روح او را می گیرد

رسول خدا فرمود :

ملک الموت مانند برده ذلیل به پیشگاه مولایش ف نزد مومن برای گرفتن روح می آید . با سلام کردن و بشارت دادن بر او وارد می شود . برای گرفتن جانش به او نزدیک می شود هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق می کند . برای خوبان و صالحان طبیب حاذق و برای مشرکان و کسانی که در عمرشان عمل خیری انجام نداده اند ، به بدترین شکل و هیبت می باشد . برای کسانی که عمل نیک و شایسته تنجام می دهند ، عمل صالح او واسطه خیر می گردد تا جسم معذب مریض مومن را در مقابل امراض جسمی نجات دهد . و به آن درجه و مکانی که خداوند فرمود در قرآن اش بشارت داده هدایت کند .

طبق احادیث و روایات معصومین (علیهم السلام) هیبت ملک الموت نسبت به محتضر فرق می کند . و بعضی از افراد در حال جان کندن ، داد و فریاد می زنند ، زن و بچه ها را صدا می کنند ، مرتب دست و پا را به شدت تکان می دهند و چنگ می انداختند ، تا خلاصی یابند . ولی افسوس ! که راه فراری نیست . و بعضی ها بدون هیچ مشگل و عذابی در بهترین وجه و با توصیه های قبلی که کرده اند تسلیم قدرت لایزال حق می شوند و این مسائل خود نشان دهنده حالات ملک الموت بر بالین محتضر است .

حضرت ابراهیم (علیه السلام) از حضرت عزرائیل تقاضا کرد که شکل و هیبتش را هنگام قبض روح کافر ببیند . عزرائیل عرض کرد : طاقت نداری ! فرمود : میل دارم ببینم . عزرائیل خودش را به آن هیبت نشان داد . و ابراهیم (علیه السلام) دید صورت مردی است سیاه که موهای بدن ایستاده ، بدبو ، با لباس پوشیده و از دهان و بینی او شراره آتش و دود خارج می شود و... ابراهیم 0علیه السلام) غش کرد . پس از به حالآمدن فرمود : اگر کافر هیچ عذابی نداشته باشد ، بس است عذاب اش در دیدن تو و بالعکس .

در تفسیر المیزان در ذیل آیه : یا ایتها النفس المطمئنه ....

آمده ام که در اصول کافی صدیر صیرفی می گوید : به امام صادق (علیه السلام ) عرضه داشتم : فدایت شوم ، یابن رسول الله ! آیا مومن مرگ را و قبض روح خود را کراهت می دارد ؟ فرمود : نه به خدا سوگند ! وقتی فرشته مرگ نزدش می آید تا روح اش را قبض کند مومن به جزع در می آید و ملک الموت به او می گوید : جزع مکن ، ای ولی خدا ! به آن خدایی که محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را به نبوت مبعوث کرد ، من نسبت به تو دل سوزتر و مهربان تر از پدری مهربان هستم ، اگر پدرت این جا بود پیش از من به تو مهربونی نمی ورزید ، چشم خودت را باز کن و ببین

آن گاه فرمود : در آن هنگام رسول خدا (صلی الله و آله و سلم) امیرالمومنان و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام ) و امامان ذریه او در برابرش مثمل می شوند . و به وی گفته می شود :

اگر این شخص دوست خدا باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او می آید و می گوید : بشارت باد بر تو ، به روح و ریحان بهشت نعیم خدا خوش آمدی .

این رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) و این امیرالمومنین و فاطمه و حسن و حسین اینان امامان و از ذریه اویند ، که همه رفقای تو هستند . فرمود : پس مومن چشم خود را باز نموده حضرات را تماشا می کند ، در این هنگام ندا کننده ای از طرف رب العزه روح او را ندا می کند و می گوید :

یاالتها النفس المطمینه...ای نفس که با دیدن محمد و اهل البیت اش (علیهم السلام) اطمینان یافتی ، به سوی پروردگارت برگرد ، در حالی که به ولایت راضی و به ثواب مرضی هستی ، پس داخل در بندگان من شو ، یعنی در زمره محمد و اهل بیت اش که ان ها محبوب تر از مرگ ات می باشند ، و ملحق شدن به منادی حق ات که از هر چیزی برایت عزیزتر است .

والنازعات عزفآ * والناشعات نشطا : قسم به فرشتگانی که جان کافران را به ختی می گیرند . سوگنند به فرشتگانی که جان مومنان را به آرامی بازگیرند

علی بن ابن ابراهیم قمی در تفسیرش از حضرت علی (علیه السلام) روایت کرده ، که آن حضرت فرمود : هنگامی که فرزند آدم در آخرین روز دنیا و نخستین روز آخرت قرار می گیرد ، مال و فرزندان و عمل او برابرش مجسم می شوند . رو به مال اش می کند ، به وی می گویند : به خدا قسم من نسبت به تو حریص و بخیل بوده ام . حال سهم من نزد تو چیست ؟مال جواب می دهد و می گوید : به اندازه کفن ات از من بردار

پس رو می کند به فرزندان خود می گوید : به خدا قسم شما را دوست می داشتم و حامی شما بودم سهم من نزد شما چیست؟ تو را به قبرت می رسانیم و در آن دفن می کنیم . پس از آن روی می کند به طرف عمل اش می گوید : به خدا قسم ، من نسبت به تو بی اعتنا بودم و تو بر من گران بودی بهره من از تو چیست؟ می گوید : من در قبر و قیامت هم نشین تو خواهم بود تا من و تو در پیشگاه پروردگارت عرضه شویم .

اگر این شخص دوست خدا باشد عمل اش به صورت خوش بوترین و زیباترین مردم با بهترین لباس ها نزد او می آید و می گوید : بشارت باد بر تو ، به روح و ریحان بهشت نعیم خدا خوش آمدی ، و می پرسد تو کیستی؟ می گوید من عمل صالح تو هستم از دنیا به بهشت حرکت کن

قیس بن عاصم روایت کرد : با جمعی از قبیله بنی تمیم ، خدمت رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم ) مشرف شدیم و کسی عرض می کند یا رسول خدا (صلی الله و آله و سلم) ! ما را موعظه ای فرما که از آن بهره مند شویم ، زیرا ما بیابان گردیم (کمتر به زیارت حضرت ات موفق می شویم) پس آن حضرت ایشان را به کلمات خویش موعظه فرمود ، از آن جمله فرمود : ای قیس ! برای تو چاره ای نیست ، از قرینی که با تو دفن شود و او زنده است و تو با او دفن می شوی در حالی که مرده ای . اگر یک قرین کریمی باشد تو را گرامی خواهد داشت . و اگر لئیم باشد ، تو او را واخواهد گذاشت و محشور نمی شوی مگر با او و پرسیده نمی شوی مگر از او ، پس آن را قرار مده مگر صالح (نیک ) زیرا اگر صالح باشد با او انس خواهی گرفت و اگر فاسد باشد وحشت نخواهی کرد ، مگر از او . و آن قرین عمل تو است .


نوشته شده در یکشنبه 14 تیر 1394 ساعت 05:30 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |

مرگ بالینی (ظاهری) - مرگ فیزیولوژیک (حقیقی)

مرگ بالینی : توقف قابل برگشت علائم حیاتی(نبض ، تنفس، فشارخون) را گویند در این مرحله ، آسیب های وارده قابل برگشت بوده و فرد به ظاهر مرده را می توان احیاء نموئ .

مرگ فیزیولوژیک : توقف دائم تمام علائم حیاتی را گویند که در آن علت تآخیر در آغاز احیاء ، فقدان اکسیژن رسانی منجر به آسیب های جبران نا پذیر مغز و سپس سایر ارگان ها شده و فرد قابل احیاء و برگشت نیست . در واقع کاهش جریان خون و هیپوکسی بیش از 6-4 دقیقه منجر به مرگ فیزیولوژیک می گرد .

علائم مشترک مرگ بالینی و فیزیولوژیک :

1: فقدان نبض ، تنفس ، فشار خون

2: اختلال سیستم عصبی مرکزی : بی هوشی ، بی حرکتی ، بی حسی ، اختلال رفلکس ها

علائم ویژه مرگ بالینی و فیزیولوژیک :

1: حرارت بدن : در مرگ حقیقی ، بدن برابر با دمای محیط سرد است ولی در مرگ بالینی حرارت بدن تابع محیط نبوده و گرم است

2: قوام عضلات : در مرگ حقیقی ، عضلات سفت شده ولی در مرگ بالینی عضلات قوام طبیعی دارند .

3: رفلکس مردمک : در مرگ حقیقی ، مردمک ها گشاد و در مقابل نور واکنشی نشان نمی دهند ولی در مرگ بالینی مردمک ها در مقابل نور تنگ می شوند .

 


نوشته شده در یکشنبه 14 تیر 1394 ساعت 05:29 ب.ظ توسط ᗰᗩᖇᎩᗩᙢ نظرات | |


کد آهنگ - سیب سفید | سبزوار - شیشه دکوراتیو - رستوران - آموزشگاه - جشن تولد - سلامت - دکوراسیون مغازه - تک تاز بلاگ